حسادت:زمانی که فرد تصورّ کند که مورد بیمهری و بیتوجّهی شده یا فکر کند مورد تبعیض قرار گرفته، حسادت در او پدید میآید. حسادت نتیجه گمان منفی فرد نسبت به نوع رفتار دیگران نسبت به خودش است که در این صورت جنبهی تخریب پیدا میکند. (آدلر، .(۱۵۳ :۱۳۷۹ در داستان شغاد تمامی عوامل ایجاد حسادت وجود دارد؛ او فکر میکند زال بین او و رستم تبعیض قایل است و تبعید او به خاطر رستم صورت گرفته است.

همچنین در این مدت »نکردهست یاد از تو دستان سام)«ج.(۱۷۳۲ /۳ شغاد حتی مالیات گرفتن رستم از کابلستان را اهانت به خود میداند. به طور کلی، شغاد »در هر زمینهای (خانوادگی، جسمی، شهرت، قدرت و… ) که خود را با رستم مقایسه میکند، کاستیها و کمبودهای خویش را میبیند؛ از اینرو، بر آن میشود با رویکردی تخریبی با رستم برخورد کند« (قبول، .(۷۴ :۱۳۸۸

استفاده ابزاری از ارزشها و فرافکنی تقصیرات خویش به دیگران: فرد مبتلا به عقدهی حقارت به احساسات و کارهای خویش رنگ و بوی اعتقادی میدهد تا اشتباهات خود را موجّه و شریف نشان دهد و آنها را به دیگران فرافکنی میکند (اسپربر، .۷۲ :۱۳۷۹ شغاد نیز پس از کشتن برادر ابتدا فرافکنی میکند و گردون را عامل قتل رستم قلمداد میکند

  • هم چنین آن را نتیجه عدالت هستی و قتل و غارتهای رستم میداند تا بدینگونه به جنایت خویش جنبهی ارزشی دهد
  • خود را بیتقصیر جلوه دهد (قبول، .(۷۴ :۱۳۸۸