طرد و جداشدن از خانواده در سن جوانی: شاید بتوان گفت مهمترین عامل در شکلگیری عقده حقارت در شغاد دور شدن از سرزمین پدری باشد. در حالیکه رستم همیشه در سیستان بوده و فرمانروای مقرّ پدر بوده است. زال ابتدا از تولّد شوم فرزند به خدا پناه میبرد و خود فرزند را نزد خود نگه میدارد، اما ترس و نگرانی سبب میشود که در سن جوانی شغاد را به کابل – که از توابع سیستان است- بفرستد (قبول، .(۶۸ :۱۳۸۸

(ج(۴۳۹۹ -۴۳۹۸ :۱۷۳۰ /۳ شهرت و آوازهی پهلوانی و دلاوری رستم: شغاد در سرزمین کابل چنان به دلاوری و جنگآوری تبدیل میشود که شاه کابل او را سزاوار تخت کیی میداند، اما همواره آوازه و شهرت رستم است که به گوش او میرسد و او را میآزارد، بهعبارتی شغاد در سایه قرار دارد (قبول، .(۶۸ :۱۳۸۸

(ج(۴۴۰۵ -۴۴۰۰ :۱۷۳۰ /۳ پایگاه اجتماعی و قدرتی رفیع پدر: شغاد از اینکه زال پدرش در موقعیت اجتماعی بالایی قرار دارد و جایی برای او نیست در عذاب است و چون نمیتواند به این پایگاه نزد پدر برسد، احساس حقارت میکند و همانطور که در مبحثعقده ادیپ خواهد آمد، سبب میشود که نتواند با پدر همانندسازی کند و در نتیجه عقده ادیپ در او حل نمیشود. مواردی که در بالا ذکر شد، احساس حقارت شدیدی در شغاد نسبت به رستم به وجود میآورد. شغاد در پی جبران آن برمیآید، اما »ناتوانی در چیرگی بر احساس حقارت سبب تقویت و تشدید این احساس گشته و منجر به شکلگیری عقدهی حقارت میشود)«شولتز، .(۱۴۴ :۱۳۸۳

کـابل خراجگـزار قلمرو حکـومت رستـم و خانـدانش بوده و هر سـاله ده چرم گاو زر به عنوان مالیات به سیستان میپرداخته است. فرمانروای کابل به گمان خودش با داماد کردن شغاد از این خراج سنگین معاف خواهد شد، اما اینگونه نمیشود. شاه کابل از این باجخواهی دلگیر میشود و شغاد در این رنجش با او همداستان و از برادر دلتنگ میگردد.۴۱۰ -۴۴۰۶ :۱۷۳۰ /۳ علاوه بر زمینههای که در بالا ذکر شد، در زندگی شغاد نشانههای رفتاری دیده میشود که عقدهی حقارت را در شخصیّت وی تأیید میکند: آدلر معتقد است که افراد مبتلا به عقده حقارت دارای ویژگیهای رفتاری چونتنفّر و انتقامجویی، خشم، تناقض در رفتار، حسادت، استفاده ابزاری از ارزشها و فرافکنی، ترس و هراس و تکبّر هستند. اینگونه افراد برای رسیدن به برتری و قدرت به هر حیله و نیرنگی دست مییازند.