سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: نخستین همایش ملی ادبیات فارسی و پژوهشهای میان رشته ای

تعداد صفحات: ۱۹

نویسنده(ها):

حسن احمدیان –
مجید آسیم –

چکیده:

کودکی نمادی از معصومیت ، سادگی،و همچنین نمادی از سرشت حقیقت -جوی انسان است. کودکان در اکثر جوامع از نوعی قداست و پاکی برخوردارند . عرفان و کودکی رابطه ای دو سویه با یکدیگر دارند و این رابطه به گونه ای است که اگر سالکی بخواهد به یک انسان کامل تبدیل شود، باید خود آگاهی دوران بزرگسالی خود را با ناخود آگاهی دوران کودکی با هم به کار گیرد و به نوعی معصومیت ثانویه دست یابد تا به کمالواقعی برسد . در حقیقت دوران کودکی مقدمه ای برای رسیدن به کمال،و اولین مرحله برای تحقق یک عرفان صحیح می باشد. می توان گفت که رسیدن به کمال در عرفان، در صورتی حاصل می شود که در آن مقوله ی، کودکی و سرشت ویژه ی آن پویا و با لنده باشد. درباره ی مقوله کودکی در عرفان کار زیادی انجام نشده ، در کارهای انجام شده نیز اکثراً به مفهوم کودک و کودکی در آثار مولانا توجه شده است. در این مقاله سعی شده است تا مفهوم نماد شناسی کودک در ملل مختلف، رابطه ی بین کودک و عرفان از دیدگاه روان شناسی و عشق الهی، همچنین چند مورد از عقایدی که سهراب سپهری و یونگ و روسو از دوران کودکی در نظر داشته اند ، مطرح شود.