سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: چهارمین همایش ملی قرآن کریم سفینه النجاه عصر

تعداد صفحات: ۱۰

نویسنده(ها):

راضیه ارجمندی – دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهدشت
لیلا شجاعی –

چکیده:

جامعه بشری در کلیت خود با اتکا به تجربیات مربوط به موج اول جهانی شدن، روندهای دو دهه گذشته ومطالعات آینده شناختی که چشم اندازهای آتی جهانی شدن را بر اساس موازین و منطق های سرمایه داری مورد ارزیابیقرار داده از نوعی اضطراب و نگرانی درباره آینده در رنج است. از طرف دیگر جهان اسلام، با تشتت و سردرگمی این تحولات، چشم اندازها را به نظاره نشسته است. اغلب مطالعات موجود حکایت از آن دارد که در صورت تداومروندهای گذشته، از یک سو مسلمانان جهان در بالاترین سطح قابل تصور در معرض مواجهه با تهدیدهای ناشی از جهانی شدن بر اساس الگوی سرمایه داری هستند، بدون آن که از سوی دیگر از امکانات کافی عملی برای بهره گیری ازفرصت های آن در اختیار اکثریت قاطع آن ها باشد. نگرانی هایی که تاکنون از سوی روشن فکران، نظریه پردازان و سازمان های اقتصادی – اجتماعی بین المللی درباره استمرار روندهای جهانی شدن سرمایه داری ارائه شده است، عمدتاً در مقیاس جهانی و در ابعاد گوناگون تمرکز داشته است. در حالی » نابرابری های فزاینده « و » قدرت ساختاری سرمایه « برکه از موضع اسلامی می توان افق های بنیادی تری را در این زمینه به روی خود و جهان گشود. البته در شرایط کنونی ماشین تبلیغاتی سرمایه داری جهانی می کوشد تا تبیینی جبرگرایانه و دترمینیستیک از پدیده جهانی شدن ارائه نماید وشواهد موجود حکایت از آن دارد که در این راستا به موفقیت های چشمگیری در مقیاس جهانی و به ویژه در جوامعاسلامی دست یافته است. اگر بپذیریم که یکی از برجسته ترین وجوه اندیشه و تربیت اسلامی، دعوت مسلمانان به شناخت زمانه خویشتن است و در عین حال اسلام حتی یأس از برخی واقعیت های موجود را مسقط تکلیف نمی داند و بالاخره به واسطه داعیهجهانی دعوت اسلام، انتظار این است که از موضع اسلامی و با تکیه بر مجموعه دستاوردهای نظری و تجربی وجود در اندیشه بشری بتوانیم بنیان های ایدئولوژیک، فلسفی، تکنولوژیک جهانی شدن را در کنار وجوه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن به شکل قابل قبولی شناسایی کنیم و با آگاهی از ابعاد، کارکردها و پیامدهای آن به صورت هرچه دقیق تر وکامل تر نسبت خود را با این تحولات مشخص سازیم. به نظر می رسد که در این راستا، مشخص کردن این که جهانی اگر اهمیتی بیش از شناخت عالمانه این پدیده و کارکردهای آن » چه چیزهایی نیست و چه کارکردهایی ندارد « شدننداشته باشد قطعاً اهمیت کمتری از آن نیز نخواهد داشت. با اذعان به این واقعیت که انجام چنین کاری مستلزم طراحی یک برنامه پژوهشی ویژه است. در این مقاله تلاشمی شود تا با رعایت حداکثر اختصار، ضمن مشخص کردن دو جنبه ی مزبور، نشان داده شود که چارچوب اندیشه اسلامی، از ظرفیت های کافی برای طراحی یک پارادایم رقیب اسلامی برای جهانی شدن به سبک موجود برخوردار بودهو حتی می تواند پیشنهادات اصلاحی مشخصی نیز از موضع اسلامی به جهانیان ارائه نماید. بدیهی است تمرکز اصلی این مقاله بر روی متغیرهای اقتصادی بوده و به سایر وجوه نیز به اعتبار نحوه تعامل آن ها با مسایل اقتصادی توجه خواهد شد و در کل فراتر از طرح عناوین کلی قابل طرح و پیگیری نخواهد رفت