سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: سومین همایش ملی بزرگداشت سهروردی با موضوع اخلاق کاربردی

تعداد صفحات: ۲

نویسنده(ها):

مریم خوشدل روحانی – استادیار گروه فلسفه دانشگاه زنجان

چکیده:

یکی از مسایلی که در تعلیم و تعلم اهمیت ویژه ای برخوردار است، برخورداری از ادب شاگردی است که متعلم می بایست در مقام تعلیم داشته باشد. ملاقات موسی با خضر در زمانی صورت گرفت که حضرت موسی به عنوان پیامبری اولوالعزم ازوی درخواست می کند که با وی همراهی کند. این محاوره در بیان قرانی این آیا اجازه مى دهى که با تو بیایم، و تو را بر این اساس پیروى » : گونه نقل می گرددکنم که آنچه خدا به تو داده براى اینکه من هم به وسیله آن رشد یابم به من ۶۶ ، خضر نیز وی را دعوت به شکیبایی می کند . علامه / ( کهف( ۱۸ « تعلیم کنی حسینی معتقد است مطلب قابل توجه در این داستان رعایت ادبى است کهموسى (ع) در مقابل استادش حضرت خضر نموده، و این آیات آن را حکایت کرده است، با اینکه موسى (ع) کلیم اللَّه، و یکى از انبیاى اولوا العزم و آورنده توراتبوده، مع ذلک در برابر یک نفر که مى خواهد به او چیز بیاموزد چقدر رعایت ادب کرده است .حضرت موسی از همان ابتدا با سخنی که سرشار از ادب با خضر صحبت می کند وی در بیانی استفهامی تقاضای همراهی با وی را می کند و گفت: آیا مى توانم تو را پیروى کنم؟ دوم اینکه همراهى با او را به مصاحبت وهمراهى نخواند، بلکه آن را به صورت متابعت و پیروى تعبیر کرد . سوم اینکهپیروى خود را مشروط به تعلیم نکرد، و نگفت من تو را پیروى مى کنم به شرطى که مرا تعلیم کنى، بلکه گفت: تو را پیروى مى کنم باشد که تو مرا تعلیم کنى . چهارم اینکه رسماً خود را شاگرد او خواند. پنجم اینکه علم او را تعظیم کرده بهمبدئى نامعلوم نسبت داد، و به اسم و صفت معینش نکرد، بلکه گفت از آنچه تعلیم داده شده اىو نگفت از آنچه مى دانى. در مطالب دیگری نیز علم وی رارشد یافته و … نامید. این تحقیق بر آن است که به بررسی نکات اخلاقی در داستان موسی (ع) با تکیه بر نظریات علامه حسینی طهرانی بپردازد