مقاله طیف های کانونی در تراژدی رستم و اسفندیار که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاییز ۱۳۹۲ در زبان و ادبیات فارسی (مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه خوارزمی) از صفحه ۴۷ تا ۷۶ منتشر شده است.
نام: طیف های کانونی در تراژدی رستم و اسفندیار
این مقاله دارای ۳۰ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله کانونی سازی
مقاله ژنت
مقاله داستان پردازی
مقاله فردوسی
مقاله رزم رستم و اسفندیار

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: فلاح غلامعلی
جناب آقای / سرکار خانم: آذرنوا لیدا

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
کانون روایت در تحلیل شگردهایی که داستان پرداز در خلق داستان های خود از آن ها بهره می گیرد اهمیت فراوان دارد. زاویه دید، با در نظر گرفتن بسط معنایی خود در روایات مدرن، منظری است ویژه که راوی به یاری آن مولفه های زمانی- مکانی، شناختی- عاطفی و ایدئولوژیکی جهان داستانش را شکل می دهد و گاه با تغییر و ایجاد تنوع در زاویه های دید و عرضه دیدگاه های گوناگون، مخاطب را به خوانش متن فرامی خواند و درنتیجه تعامل میان راوی، شخصیت و خواننده، داستان روندی پویا می یابد. در داستان «رزم رستم و اسفندیار» راوی با بهره گیری از کانون های گوناگون و متغیر روایی، صحنه ها، حوادث، شخصیت ها، کنش ها، اندیشه ها و احساسات درونی و برونی آنان را به زیبایی و هنرمندانه در برابر دیدگان ما به تصویر می کشد و با غیاب و حضور خود در پاره های داستان و درهم آمیختن دو شیوه نقل و نمایش، مخاطب را به حضور، ارزش گذاری و قضاوت فرامی خواند. گاه با روایت داستان از دریچه دید شخصیت ها، بر القاء موثر و صمیمانه داستان می افزاید و از کانون بدون راوی یا از زبان شخصیت ها به بیان آموزه ها و جهان نگری ویژه خود می پردازد و درنتیجه زمینه برای طرح و تلاقی آرای گونه گون فراهم می آید و از این منظر روایت با بسیاری از روایات مدرن امروزی برابری می کند. تحلیل گوشه هایی از این داستان می تواند نبوغ فردوسی را در خلق این شاهکار جهانی به نمایش بگذارد.