Oskan از جمله افرادی است که به شکل ویژه ای بر روی مباحث منطقه گرایی پژوهش های گسترده ای انجام داده است.

او معتقد است که اگر مجبور به طبقه بندی رویکردهای منطقه گرایی باشیم (اگر چه به طور حتم، مرزهای جدایی مجزا و قابل تفکیک نیستند)، به دسته بندی های زیر خواهیم رسید:

الف) بومی گرایی

ب) منطقه گرایی Oskan) ، (۱۹۸۷

 منطقه گرایی مدرن (Modern Regionalism)

معماری مدرن در دوران طفولیت خود، به ویژگی منطقه ای توجه زیادی نکرد. نیاز به پایه ریزی اصول عام، جداسازی خاصی را از شرایط جنبی اما لازم به وجود آورد، و در نتیجه ساختمان امری “بین المللی” شد. (شولتز ، (۱۴۷ : ۱۳۸۶

زمانی مدرنیزم به عنوان ابزار دگرگونی اجتماعی به کشور فراخونده می شد (همان گونه که در مورد هنر روی داد.) و زمانی هم مدرنیزم مشخصاً بعضی از لوازم سرمایه گذاری بین المللی مصوب می گردید، که در آن مورد ورود آن اغلب با داد و ستدهای خارجی همراه بود. در حالی که ساختمان های اداری چند طبقه، با تهویه مطبوع و فرودگاه های سرپوشیده پر هزینه می توانستند برای آن ها که مشتاق جلب توجه پایتخت بین المللی بودند نمادهای اعتبار به شمار آیند،

اما نتایجی که به دست می آمدند همواره خام و فاقد حساسیت به سنت ها و ارزش ها و شرایط اقلیمی محلی بودند. حتی اگر معمارانی هم به تعبیر دوباره سنت های ملی گرایش می داشتند، دریافتن سوابق محلی مربوط به چنین کارکردهایی با دشواری مواجه می شدند، آن گونه که به نظر می رسد. درون نگری فرهنگی در فهرست اولویت های مشتری ها عادی قرار نداشت.