سال انتشار: ۱۳۸۸

محل انتشار: سومین کنگره علوم ترویج و آموزش کشاورزی

تعداد صفحات: ۱۲

نویسنده(ها):

مریم آرمند – دانشجوی کارشناسی ارشد توسعه روستایی
رضا اسماعیل پور – استادیار گروه مدیریت دانشگاه گیلان

چکیده:

تاکنون برنامه توسعه روستایی در کشور ما عملا یک برنامه متمرکز بالا – پایین و مبتنی برساختار وظیفه ای بوده است که وزارتخانه ها وسازمانهای بخشی که درگیر انجام وظایف بخشی سازمان خود می باشندنقش اصلی را برعهده دارند دراین ساختارها هر بخش بصورت مجزا از سایر بخشها هدفگذاری شده و تمرکز هرکدام برحداکثر نمودن اثربخشی و کارایی واحد خود است و این درحالی است که توسعه یکپارچه روستایی که دارای ابعاد مختلفی اقتصادی اجتماعی اکولوژی کالبدی – فضایی و سیاسی است نیازمند اتخاذ نگرش سیستمی یا ماکروسکوپی و مستلزم مشارکت روستائیان نهادهای روستایی تعاونی های کشاورزی شوراهای محلی انجمنهای روستایی و دستگاه های مختلف دولتی و غیردولتی در غالب ساختار مبتنی برفرایند است که دراین ساختار تمرکز برنتایج است و نه وظایف و تامین نیازها و خواسته های روستائیان دراولویت قراردارد و درواقع اعتمادبه نفس روستائیان از طریق برنامه ریزی برای مردم به برنامه رییز با مردم گسترش خواهد یافت و به جای اینکه مردم در خدمت اهداف دولتی در آیند دولت درخدمت به اهداف مردم تلاش گسترده ای صورت خواهد داد که دراین زمینه سازمان ترویج و آموزش روستایی و کشاورزی می تواند نقش مراکز خبرگی در ساختارهای فرایندی را ایفا کند.