سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: همایش ملی صنایع فرهنگی نقش آن در توسعه پایدار

تعداد صفحات: ۱۲

نویسنده(ها):

حسن گیوریان – دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز
احسان نمازی زاده – دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی
معصومه توسلی – دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی

چکیده:

سیستم اقتصاد و فرهنگ جهانی امروزه رشد شتابنده ای را به خود گرفته و کشورهایی که توانسته اند ابزار انتقال مفاهیم فرهنگی خویش را فراهم نمایند خرده فرهنگ های دیگر را بلعیده و فرصت هرگونه عکس العمل را از آنان می گیرند. یکی از منتجات جهانی شدن ارتباط گسترده ئ تعاملات بین المللی است که ملزومات و مقتضیات خاص خودرا طلب می کند تا بتوان در این میان جدای از اینکه مغلوب و منفعل فرهنگ بیگانه نشد به اشاعه فرهنگ خودینیز بپردازد این مسئله برای ناقلان فرهنگ مسایل و مشکلاتی را به وجود آورده است.ناقلان فرهنگی در این سیستم، باید تفاوتهای فرهنگی موجود بین کشورها را درک کرده و شیوه مدیریت و سازمانهای خود را براساس آن تعدیل کنند. زیرا تفاوتهای فرهنگی تمامی فرایندهای مدیریتی مثل ارتباطات، رهبری و تصمیم گیری را تحت تاثیر قرار می دهد صنایع فره گی ابزار انتقال فرهنگها هستند و می توانند هوشمندانه و هنرمندانه زیبایی های فرهنگی ملی و بومی را به تصویرکشانندو تبادلاتی فرای اقتصاد و سیاست را فراهم نمایند اگر تا دیروز ابزار دیپلماسی معاهده ها ، منشورها وکنوانسیون های بین المللی در دست دولتها بود ودولتمردان ناگزیر به چانی زنی و گفتگو برای تامین منافع خود بودند امروز ابزار دیپلماسی موثر بی شک چیزی فراتر از موارد ذکر شده بنام صنایع فرهنگی است که قطعاوجوه مشترک بیشتری را با مخاطب نسبت به دیپلماسی ها گذشته دارد زیرا فرهنگ در سطحی متفاوت تر ازسطح دولتها در تعامل با محیط پیرامون خود است . اگر در گذشته قدرت تجمیع یافته در دولت ها بود ، امروزه سخن ازقدرتی تفکیک و متکثر شده است که علاوه بر دولت ها سایر گروه های اجتماعی را در قدرسهیم کرده است . اگرنگاهی گذرا به تحولات فرهنگی جهان انداخته شود این نکته بیش از پیش رخ می نماید که مبداء و منشاء اکثر این اتفاقات و دگرگونی ها سازمان هایی برخواسته از توده جامعه هستند. تاثیر گذاری تشکل های غیر دولتی چون سازمانهای زیست محیطی ،حامیان میراث فرهنگی،انجمن ها ی برگزار کننده جشنواره های هنری ،موسسات حمایت از تولید آثار هنری وحامیان میراث معنوی و ….. در حاکمیت جهانی و مناسبات ملی و بین المللی همه و همه صحه ای بر این مدعا است و آنگونه که دیده می شود امروزه حضور این سازمانها در مجامع بین المللی هم سطح و گاهی فراتر از دولتها وجود دارد زیرا سازمان های مردم نهاد بسترهای اصلی در رسیدن به اهداف دیپلماسی فرهنگی هستند، دراین میان ملتهایی که علیرغم داشتن فرهنگ غنی به تکنیک و مکانیک ابزار انتقال این مفاهیم مسلط نبوده و شیوه دیپلماسی موثر فرهنگی را ندانند یقینا پیروز این میدان نخواهند بود.