در مقدمه این معاهده مقرر شده است که » با تاکید مجدد بر اعلامیه ریو در مورد محیط زیست و توسعه که در فصل دوم خود بیان می دارد که دولتها برطبق منشور ملل متحد و اصول حقوق بین الملل نسبت به اقدام برای استحصال منابع خود در راستای سیاست های زیست محیطی و توسعه ای خود حق حاکمیت دارند و همچنین مسئولیت دارند تا اطمینان یابند که فعالیت های داخل در حوزه قضایی و یا کنترل آنها سبب خسارت به محیط زیست سایر دول و مناطق خارج از محدوده حوزه قضایی ملی آنها نگردد.« (دفتر حقوقی امور مجلس ریاست جمهوری, ,۱۳۷۹ ص. ص(۳۲

مواد ۳و۴ و۱۲کنوانسیون نیز تاکید بسیار بر مشارکت در تصمیم گیری و تصمیم سازی دارند. ماده ۱۹ نیز از لزوم آموزش و ظرفیت سازی و آگاهی عمومی در اجرای اهداف معاهده سخن ها رانده است. نابرابری جبران ساز در لزوم مقابله با بیابان زایی در بند۷ ماده ۲۰ و مقدمه کنوانسیون مورد پذیرش قرار گرفته است.  بر این اساس متعاهدین موظف به اجرای برنامه جامع برای بیابان زدایی و کاهش اثرات خشکسالی شده اند.

همچنین کشورهای عضو این کنوانسیون از طریق اجرای »برنامه های عمل ملی«و»برنامه های عمل منطقه ای«اقدام به شناسایی عوامل مؤثر بیابانزایی و کاهش اثرات خشکسالی می نمایند مواد ۱۰ تا ۱۳ این کنوانسیون چند ویژگی را برای این قبیل برنامه های عمل بر شمرده است که رعایت این ویژگیها می تواند مستقیماً بر میزان پدیده ریزگردها باشد.

نخست اینکه این برنامهها باید به اجرای روشهای پیشگیری از تخریب زمینهایی که هنوز تخریب نشدهاند یا مختصری فرسایش یافتهاند توجه مخصوص نمایند. دوم اینکه همراه با »استراتژیهای بلند مدت«بیابان زدایی و کاهش اثرات خشکسالی بوده، براجراء تأکید داشته و با سیاستهای ملی برای توسعه پایدار ادغام گردند