حرکت در مسیر مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی به عنوان عامل پیوستگی و اتحاد میان فعالیتها و ارزشهای سازمان، عاملی ضروری و حیاتی جهت تداوم فعالیت و بقای سازمانها در بلند مدت میباشد (خوشطینت و قانون، .(۱۳۸۵ بدین صورت که، سازمانهای سرآمد به عنوان سازمانهای پاسخگو، برای شفافیت و پاسخگویی به ذینفعان خود در قبال عملکردشان، تعهد به مسئولیت اجتماعی را از طریق ارزشهای خویش ابراز داشته و اطمینان حاصل میکنند که این تعهدات در سراسر سازمان جاری میشوند و به این ترتیب مسئولیتپذیری اجتماعی برای آنان مزایای دو جانبهای خواهد داشت، به طوریکه هم سازمان از رویکرد اخلاقیتر و منسجمتر خود نفع میبرد و هم جامعه و طرفهای ذینفع نیز نظر و برداشت بهتری از عملکرد و نقاط قوت سازمان خواهند داشت و در واقع، منافع کلیهی ذینفعان و بهطور کلی اجتماع و محیط زیست، در سیاست و عملکرد سازمانها منعکس میگردد (خوشطینت و قانون، ۱۳۸۵؛ رؤیایی و مهردوست، ۱۳۸۸؛ و مرتضوی و همکاران، .(۱۳۸۹ عدم توجه به اخلاق کار و مسئولیت اجتماعی در مدیریت سازمانها، بهویژه در جوامعی مانند ایران، که از یک سو دارای ارزشهای اخلاقی غنی بوده و از سوی دیگر با کشورهای پیشرفته فاصلهی قابل توجهی دارند، میتواند معضلاتی بزرگ برای سازمان به وجود آورد (رحمانسرشت و همکاران، .(۱۳۸۸

 

هدف از مطالعه ی حاضر، بررسی مقایسهای برخی از مهمترین مدلهای مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی میباشد. در ابتدا، تاریخچهی مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی و برخی از تعاریف و مفاهیم آن بهطور مختصر ارائه شده و مزایا و منافع ناشی از توجه به وظیفهی مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی بیان میگردد. سپس، مهمترین مدلهای مسئولیتپذیری اجتماعی از جمله هرم مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی کارول، چارچوب ذینفعان، چارچوب لانتوس۱، مدل سه سطحی وود ۲، مدل سه مرحلهای عملکرد اجتماعی سازمان و مدل استاندارد ایزو ۲۶۰۰۰ مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت به جمعبندی و نتیجهگیری کلی پرداخته میشود.

تاریخچه، تعاریف و مفاهیم مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی تاریخچهی حساسی در خصوص ارزیابی مفاهیم و تعاریف مسئولیتپذیری اجتماعی وجود دارد (کارول، .(۱۹۹۹ تاریخ توجه به مسئولیت اجتماعی در عمل، به سالهای ۱۹۲۰، هنگامی که تجار قدرتمند و بزرگی همچون کارنگی و فورد به منظور ارتقاء شرایط اجتماعی، از بودجهی خود به امور خیریه میپرداختند، برمیگردد (شیت۳، .(۲۰۰۶ در دهههای اخیر، اهمیت مفهوم مسئولیتپذیری اجتماعی به طور قابل توجهی رو به افزایش بوده و موضوعی قابل ملاحظه در بحث، تفسیر، نظریهپردازی و تحقیق بوده است.

با وجود بررسیهای در حال انجام بر روی معنای مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی و آنچه که دربرمیگیرد، این مفهوم در هر دو جامعه دانشگاهی و متخصصین در سراسر جهان توسعه داده شده و تکامل یافته است. این عقیده که شرکت-های کسب و کار در قبال جامعه، مسئولیتی فراتر از کسب سود برای سهامدارانشان بر عهده دارند، از دهههای گذشته مطرح بوده است. با این حال، از نظر علمی تا حد زیادی، پدیدهای است که پس از جنگ جهانی دوم مطرح شده و در واقع اهمیت آن به فراتر از سالهای ۱۹۶۰ نمیرسد، و بدین لحاظ، حدود نیم قرن از آن گذشته است (کارول و شبانا، .(۲۰۱۰