سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: اولین همایش ملی بیابان

تعداد صفحات: ۷

نویسنده(ها):

ابوالفضل حیدری – عضو هیأت علمی دانشگاه زابل ، دانشجوی دکترای معماری دانشگاه علم و صنعت
علی حیدری – عضو هیأت علمی دانشگاه زابل ، دانشجوی دکترای معماری دانشگاه علم و صنعت
آرش ادیب – عضو هیأت علمی دانشگاه زابل ، دانشجوی دکترای معماری دانشگاه علم و صنعت

چکیده:

ایران کشوری نیمه روستایی است و لذا نیمی از سکونتگاههای آن بر بنیاد معماری بومی و به مفهومی گویاتر ، معماری روستایی است ، [۱] این معماری در پهنه های مختلف اقلیمی کشور به لحاظ بافت کالبدی ، در عین سادگی دارای پیچیدگی های خاصی هستند که معمولا به آنها توجهی نمی شود ، [۲] در واقع تاریخ معماری عمده توجه خود را مصروف بر مطالعه بناهای نادرنموده ، در حالیکه در این راستا ، بناهای خودجوش روستایی کاملا نادیده گرفته شده است . این بی توجهی سبب شده است که مجموعه این مجتمع های انسانی که گویاترین مدرک برای مطالعه پویایی فرهنگ و بهترین پاسخ به شرایط اقلیمی می باشد روزبروز به سوی خرابی پیش رود .[۳] مطالعه و بررسی قابلیت های موجود در معماری الگوهای بومی روستایی می تواند راهنمای مناسبی در جهت شناسایی بخشی از هویت تاریخی و اصالت فرهنگی این سکونت گاهها باشد.[۲] معماری بومی سیستان نیز از این قاعده مستثنی نبوده و منبع ارزشمندی است که با استفاده از مصالح بومی منطقه سیستان و با اصول و شاخص هایی متناسب با اقلیم سیستان توسعه یافته است و از مهمترین مزایای آن می توان سازگاری این شیوه با پدیده اقلیمی غالب منطقه یعنی ؛ باد را ذکر نمود .دراین مقاله کوشش گردیده ؛ ویژگیهای کالبدی معماری بومی روستایی سیستان و میزان تناسب آن با اقلیم منطقه مورد بررسی قرار گیرد .با توجه به اینکه جمعیت غالب منطقه سیستان در روستاها ساکن می باشند امید آن می رود که با شناخت ویژگیهای ارزشمند کالبدی این معماری مقدمات لازم جهت بکارگیری این ویژگیها در مسکن روستایی امروز فراهم آید .