سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: نخستین همایش ملی ادبیات فارسی و پژوهشهای میان رشته ای

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

احمد جانسیز – استادیار علوم سیاسی دانشگاه گیلان

چکیده:

رابطه تعاملی ادب یات و سیاست در دوران نوین، ریشه های تاریخی دارد . ادبا و شعرا در طول تاریخ با مشکلات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جوامع بشری رابطه ناگسستنی داشتهاند. آثار ادبی با تراوشات ذهنی نو یسندگان به وجود می آیند و ادبیات گاهی به عنوان یک وسیله صف شکن در جبهه مبارزات سیاسی عمل می کند . بدون شک هر نویسنده به رویدادهای سیاسی و اجتماعی موجود، از دریچه جهان بینی خود می نگرد.پژواک جهان بین ی و سیاست در رفتار و آثار شخصیت های ادبی، از حساسیت و احساس مسئولیت آنان و نیز از نقش مهم سیاست در زندگی اجتماعی سرچشمه می گیرد. این مقاله، پس از بررسی رابطه تعاملی ادبیات و سیاست، به صورت موردی پیوندهای فلسفه سیاسی و ادبیات فارسی را در دنیای فکری محمد اقبال لاهوری نشان می دهد و به سیاست شناسی در آثار ادبی این شاعر معاصر می پردازد. به عقیده اقبال که سرودنشعر به زبان فارسی را برای ابراز احساسات سیاسی، فلسفی و عرفانی خود برگزید، هنر برای زندگی است و هنرهایی که فاقد جنبه های حیاتی باشند، ملتها را نابود میکنند. اقبال آزاد اندیش، با اشعار حکیمانه خود تاثیرات مهمی در بیداری ملل مسلمان و اصلاح تفکر دینی نموده است.