سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: پنجمین همایش ارزیابی کیفیت در نظام دانشگاهی

تعداد صفحات: ۱۶

نویسنده(ها):

محمد رضا عباسی – عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور
علی اصغر شیره پزآرانی – دانشجوی دکتری مدیریت دانشگاه پیام نور

چکیده:

آموزش عالی به عنوان یک کالای عمومی درزمره مسوولیت بخش عمومی قرار دارد.دردودهه گذشته آموزش عالی به عنوان یک نقطه کانونی که پیشرفت جامعه رادرسایر زمینه هانیزتضمین می کند مورد توجه واقع شده است.تحولات جدید به خصوص ظهوراقتصاددانش بنیان موجب شده است تا ارتقای کیفیت همچون میزان دستیابی آحاد جامعه به آموزش عالی، به عنوان یک مساله در اولویت سیاستگذاری آموزش عالی قرارگیرد.دراین راستا ابزارهای سیاستگذاری کیفیت برای حفظ وارتقای کیفیت نظام آموزش عالی ارایه شده است.هرچند سیاست توسعه کمی آموزش عالی درایران به عنوان پاسخی به تقاضای روبه رشداجتماعی درقالب توسعه جریان های موازی آموزش عالی ، زمینه تنوع آموزش عالی را فراهم کرده است،اماآموزش عالی ایران با روندکنونی رشدکمی وبه سبب نبودن ابزار سیاستگذاری مشخص برای تضمین کیفیت،از الگویی مؤثر و مناسب برای استقرار و نگهداری کیفیت برخوردارنیست. این مقاله به بررسی سیاستگذاری کیفیت آموزش عالی درجهان وایران می پردازد.روند سیاستگذاری کیفیت نظام آموزش عالی درایران حاکی از آن است که آموزش عالی باید ضمن توجه به بحران افزایش کمی و تنگناهای مالی، به حفظ، بهبود و ارتقای کیفیت نیز بپردازد.این نظام در صورتی از عهده وظایف و اهداف خود برمی آیدکه ازنظرکیفیت آموزشی دروضعیت مطلوبی باشد.