سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: دومین کنفرانس بین المللی معماری و سازه

تعداد صفحات: ۸

نویسنده(ها):

حسین جاماسبی – عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان
رضا پرویزی – عضو هیأت علمی گروه معماری موسسه آموزش عالی دیلمان
علی پورافراسیابی – کارشناس معماری، گروه معماری موسسه آموزش عالی دیلمان

چکیده:

معماری یک هنر منطقی است و منطق آن بر اصول سازه ای استوار است. درک معماری بدون درک سازه، حساسیتها و عکس العمل های انسان نسبت به مقاومت مصالح و هندسه سازه که وزن عظیمی را در هوا برعلیه قوه جاذبه بر پا نگه می دارد غیر ممکن است. انسان ها نسبت به کنترل نیروهای سازه ای عکس العملی ادراکی به شیوه نیاکان خود نشان می دهند و از پرده ای از هوا ما بین ستون ها و حریم فضایی اطراف آنها آگاه اند و به حالت عمودی ستونها و نیروهای فشاری قوس ها و به ظرافت و نرمی کابل ها اهمیت می دهند. معماری را اغلب همانند نقاشی وموسیقی و مجسمه سازی جز هنرهای زیبا می دانند ولی معماری همانند ساختن وخلق کردن است. زمانی یک معمار می تواند بگوید که معماری انجام شده که یک حرکت خلاقانه در آن انجام پذیرفته باشد، حال لذتی که در معماری نهفته است، عکس العملی استنباطی است که توسط نیروهای کنترل شده سازه ای صورت می گیرد. بنا ایجاد تعادلی است، که در آن معمار قوانین حاکم بر سازه را در مقابل نیرو های پیرامونی قرار می دهند. درک این قوانیین آسان است. زیرا بدن ما همان نیرو هایی را که بر بنا اثر می گذارد، احساس می کند. در پروسه معماری و ایجاد یک اثر خلاق با طغیانی از ایده ها و کانسپت های متفاوت روبه رو هستیم که در این روند، تجسم یا تصور سازه یک هنر است، که به طور اساسی به وسیله تجزیه تحلیل درونی و درک مستقیم رفتار سازه ای حاصل شده است. که در معماری گذشته ایران خود نمایی می کند و هرگز نتیجه ای صر فا استد لالی و قیاسی نیست. سازه و طراحی معماری در معماری ایران جدانشدنی است. همانند ماهیچه ای انسانی که بدون استخوان بندی توانایی انجام کارهای فیزیکی را ندارد و این دو از یک جنس می باشند. انطباق این دو است که معماری ایران را پایدار کرده است وجوهره این معماری که خلق فضا است را ایجاد می کند که تحقق آن منوط به ایجاد فضایی است که با حواس پنج گانه یا فرا تر از آن حواس متافیزیکی درک می گردد. اندیشه است که فرم سازه را در معماری ایران رقم می زند و روح بی زمان زمان در ظرفی برای مظروف تعریف می کند. خواه این ظرف گرد زمان را گرفته باشد یا فارغ از آن تعریف گردد که الفبای پایداری را برای الگوبی بودن برای تمام ادوار رقم می زند و این چیزی است که معماری ایران را ماندگار و ابدی کرده است. در این مقاله سعی شده جنبه های کالبدی از استفاده سازه به عنوان کلید واژه در معماری ایران مورد بحث و برسی قرار گیرد. که الگویی برای حل چالش هایی رو به روی معماری در قرن جدید ایجاد نماید