سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: سومین همایش ملی بزرگداشت سهروردی با موضوع اخلاق کاربردی

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

رباب خسروی – استاد یار گروه زبان انگلیسی دانشگاه زنجان

چکیده:

مقالهٔ حاضر به تحلیل ارتباط پیچیده بین ادبیات و فلسفهٔ اخلاق می پردازد و هدف آن بررسی فرصت ها وچالش ها در آفرینش ادبیات اخلاقی از سویی، و نقد و تفسیر مسؤولانهٔ متون ادبی از سوی دیگر است.همچنین نوشتار حاضر دو قطب متضّاد در رویکرد به مقولهٔ زیبایی شناسی و اخلاق را با رویکردی تاریخی مورد بررسی قرار می دهد. آیا هنر باید کاربردی و اخلاق مدار و یا مستقل و خودمختار باشد؟ اخلاق گرایانکه کاربردی اخلاقی برای ادبیات متصورند، متون ادبی را ابزاری آموزشی تلق ی می کنند که می بایست سجایای اخلاقی را به جامعه القا کند. اینان مسؤولیت ادبیات را دعوت به تعالی اخلاقی می دانند. اینرویکرد در حالت ایده آل حالتی آرمانی را فرض می کند: شاید ادبیات (به ویژه ادبیات داستانی) به ما کمک کند تا به مسائل انسانی از زاویه دید دیگری بنگریم. بدین معنا، ادبیات با به تکاپو داشتن قدرت خیال، مارا درگیر افرادی که در مختصات و شرایط خاص ی قرار گرفته اند می کند تا به تفکّر در باره تضادها ، تقابل ها، و دشواری های تصمیم گیری اخلاقی بپردازیم. ادبیات در کاخ خیال به ایده های انتزاعی جان می بخشدو الهام بخش زندگی اخلاقی می گردد؛ در اینجا اینکه آیا نویسندگان همیشه در جهت روشنگری خوانندگان قلم م یزنند/و یا باید بزنند محل سؤال است. در مقابل این رویکرد، نظریهٔ زیبایی شناسی که در اوایل قرنبیستم با مدرنیسم به اوج شکوفایی رسید، هنر (من جمله ادبیات) را فارغ از هر انگیزهٔ خارجی – حتی اخلاق – ارزیابی می کند. از این منظر ادبیات نه کارکرد اخلاقی دارد و نه می تواند داشته باشد. فلسفهٔروشنگری و پیشگامان آن نسبت به قدرت خیال و حسن نیت داستان نویسان ظنین بودند. آنها تخیل ادبیرا غیر منطقی و گمراه کننده می دانستند و معتقد بودند که ادبیات نمی تواند به معیار های اخلاقی چیزی بیافزاید. در نقد ادبی جدید پیوند فلسفه اخلاق و ادبیات با چالش های جدی تری مواجه است. جریان هایجدید همچون پساساختارگرایی، ساختارزدایی، و پسانوگرایی فرایند خوانش سنتی را به کناری می نهند. آنها استدلال می کنند که اصولاً متن غیر قابل خوانش است و لذا متون نمی توانند رفتا رها و باورها را شکلدهند؛ به زعم آنان متن لبریز از تعارض بین مقول ههای آشکار و پنهانِ اجتماعی، فرهنگ ی، اخلاقی ، و ضمیر ناخود آگاه جمعی است. مرز بین متن، خواننده و نویسنده همواره سیال است