سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: سومین همایش ملی بزرگداشت سهروردی با موضوع اخلاق کاربردی

تعداد صفحات: ۲

نویسنده(ها):

سیدمصطفی شهرآیینی – استادیار گروه فلسفه دانشگاه تبریز
عزیزه زیرک باروقی – دانش آموخته کارشناسی ارشد فلسفه دانشگاه تبریز

چکیده:

دکارت به عنوان پدر فلسفه جدید با مطرح کردن دارم می اندیشم پس هستم و بازتعریف انسان، حیوانات را از قلمرو اخلاق خارج می کند. از نظر او انسان به دلیل برخورداری از عقل و اندیشه، دارای توانایی زبانی است و می تواند ارتباط زبانی برقرار کند. اما حیوانات چون از اندیشه برخوردار نیستند، ماشین های خودکاری می باشند که از توانایی های خلاقانه ای که در سیستم زبانی انسان وجود دارد،بی بهره اند. هم چنین حیوانات چون اندیشه ندارند و ماشین صرف هستند از احساس نیز بی بهر ه اند. نظر به اینکه احساس از جمله قوایی است که ذیل حالات اندیشه قرار دارد و در اتحاد ذهن و بدن تحقق پیدا می کند، بنابراین تنها انسانکه مرکب از ذهن و بدن است می تواند دارای احساس باشد. حال، در چنین نظام فلسفی دیگر نمی توان از جایگاه اخلاقی حیوانات سخن گفت . البته این ازفیلسوفی چون دکارت که بیشتر از آن که دغدغه اش مابعدالطبیعه باشد، دغدغه اش طبیعیات و تسلط آدمیان بر طبیعت است، دور از انتظار نمی تواند باشد . دکارت به دنبال ساختن عالمی برای رفاه انسان و زندگی بهتر اوست و در این راستا،حیوانات نیز می توانند به عنوان ماشین های خودکار فاقد اندیشه، احساس و زبان، درخدمت تأمین رفاه انسانی به کار گرفته شوند بی آنکه هیچ گونه مسئولیتاخلاقی در قبال آنها داشته باشیم.