سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: دومین کنفرانس برنامه ریزی و مدیریت محیط زیست

تعداد صفحات: ۱۰

نویسنده(ها):

سید صادق دژکام – دانشجوی کارشناسی ارشد محیط زیست دانشگاه تهران
نغمه غمازی –
علی اصغر درویش صفت –
بهمن جباریان امیری –

چکیده:

همپوشانی عمده مرزهای جغرافیایی رویشگاه های جنگلی زاگرس مرکزی با محدوده سیاسی- اداری سه استان لرستان، چهار محال و بختیاری و کهگیلویه و بویر احمد که از لحاظ شاخص های توسعه یافتگی در رده های پایین جدول رده بندی توسعه استانی کشور قرار دارند، و تراکم نسبتا بالای جمعیت در این منطقه ، در کنار منابع طبیعی و تنوع زیستی غنی و شکننده آن،در گذر زمان به دلیل نیازهای جمعیت ساکن در پهنه، و عدم توزیع مناسب فضایی جمعیت و فعالیت ها، منجر به تخریب و تغییر شدید کاربری و پوشش سرزمین شده است که در آینده ای نزدیک می تواند پیامد های ناگواریاز جمله نابودی تنوع زیستی، فرسایش شدید خاک وتسریع بیابان زایی و فقر انسانی را به همراه داشته باشد. مطالعه اسناد و مدارک علمی انتشار یافته در این زمینه نشان می دهد تغییرکاربری و پوشش جنگل و مرتع به کشاورزی به دلیل نیاز اقتصادی حاشیه نشینان و جنگل نشینان، تغییر کاربری و پوشش سرزمین به دلیل توسعه سکونتگاه های انسانی، قطعه قطعه نمودن زیستگاه های طبیعی به دلیل جاده سازی و توسعه خطوط انتقال نیرو و گاز، تخریب و فروافت بوم سازگان جنگلی ناشی از حضور دام فراتر از ظرفیت برد آنها، وجود سیستم دامداری سنتی و تخریب ناشی از استفاده از چوب برای مصارف سوخت و مصالح ساختمانی حاشیه نشینان و جنگل نشینان مهمترین عوامل تغییرات سیمای سرزمین زاگرس مرکزی می باشند. از این رو مهمترین نیرو های برهم زننده تعادل سیماهای این سرزمین، عدم تعادل بین فضا و نیاز های جمعیت ساکن در این پهنه و درنظر نگرفتن روابط انسانی، و بیوفیزیکی در سیمای سرزمین در رهیافت سنتی یرنامه ریزی توسعه و آمایش سرزمین می باشد. از آنجایی که برقراری این تعادل، هدف اصلی فرایند آمایش سرزمین می باشد، می توان با استفاده از رهیافت نوین آمایش بر مبنای سیمای سرزمین، پهنه های زاگرس مرکزی را از نظر توان اکولوژیک محیط و نیازهای اقتصادی اجتماعی و مطالعه روابط متقابل اکوسیستم ها ، از مراحل اولیه برنامه ریزی به طور همزمان برای فعالیت ها و کاربری های مختلف در چهار بخش کلان کشاورزی، صنعت، خدمات و بازرگانی مورد حساسیت سنجی و ارزیابی توان قرار داد. سپس در چهارچوب برنامه و طرح های توسعه ملی و منطقه ای و سند چشم انداز ملی برای کاربری های سرزمین به صورت علمی و نظام مند تعیین تکلیف وساماندهی شوند. با اجرای طرح آمایش بر اساس این رهیافت و توزیع بهینه فضایی فعالیت های توسعه ای در سیمای سرزمین، تاحدود زیادی ضعف های روش های سنتی آمایش سرزمین مرتفع خواهد شدو در آمد اقتصادی و نیازهای فرهنگی ذی نفعان و اهداف ذی نفوذان و مدیران این اکوسیستم ها در طولانی مدت تامین خواهد شد و نهایتا از فشار انسانی بر پهنه ها و زیستگاه های آسیب پذیر و نیازمند بازسازی خواهد کاست.