چیل میگوید که رهیافتهای نظری میتوانند ما را در کسب پنج چیز یاری دهند:

۱ -رهیافتهای نظری مفاهیمی در اختیار ما قرار میدهند که میتوانیم از آنها برای تجزیه و تحلیل و مرتبط کـردن مشـاهداتمان با یکدیگر استفاده کنیم. مفهوم »خانواده« به نحوه نگریستن به زندگی خانوادگی »شکل« داده است. اکنون نیاز به وضـع مفـاهیم بدیل داریم.

-۲رهیافتهای نظری پرسش هایی را مشخص می کنند که باید پرسیده شود. رهیافتهای نظری چیزهایی را که پیش تر از دید مـا »پنهان « بود، آشکار میکنند. تاکید بر »خانواده« معطوف به پرسش هایی درباره نفسیم جنسی کار فردی و غیرفردی و »به هنجار بودن« ساختاری خاص است. این تاکید بخش مهمی از زندگی خانوادگی همچون نارضایتی های معمولی، بدرفتاری یـا تجـاوز بـه همسر را از دید ما پنهان میکند.

-۳رهیافتهای نظری راههایی پیش پا می گذارند تا بتوان به پرسش در مورد سرمشق ها و مفروضاتی که جهت و معنای مشاهدات را مشخص میکنند، پاسخ داد. تصور سنتی از »خانواده« فرودستی زنان، به ویژه در مشاغل فردی را توجیه میکند، چنانکه سـهم بسیار اندک مردان را در بزرگ کردن بچه ها و کارهای بدون فرد (در خانه) توجیـه مـی کنـد. کارهـای تحقیقـاتی سـنتی نیـز بـر چگونگی انس گرفتن کودکان با والدین تاکید داشتهاند و از تاثیر کودکان بر والدین غفلت کردهاند.

-۴رهیافتهای نظری ما را در تغییر کردن یاری می دهند، رهیافتهای نظری باید رویـدادها را تشـریح کننـد و درکـی از نظـم، ساخت یا معنا پدید آورند. این امر به ما امکان میدهد تا با وضوح بیشتری »ببینیم.« این موضوع دقت بسیار میخواهد زیـرا بـاور کردن این فکر که درک و فهم وابسته به طرح نوعی »تبیـین« روشـن و کامـل ماننـد الگـوی »خـانواده هسـته ای « اسـت. امـری اغواکننده است. رهیافتی نظری که بخواهد ما را در کار تغییر یاری دهد باید بتواند تصوری از غنا و پیچیدگی فـوقالعـاده زنـدگی خانوادگی به دست دهد.

-۵رهیافتهای نظری حامل داوری های ارزشی درباره هدف و کاربرد دانش علوم اجتماعی اند. ادعاهای مهمی را کـه چیـل مطـرح کرده کسانی که به مطالعه زندگی خانوادگی می پردازند به ندرت جدی گرفته اند. از آنجـا کـه انگـاره خـانواده بـه گونـه ای بسـیار سطحی »حقیقی« و »بدیهی« پنداشته شده، عده اندکی متوجه شده اند که برگزیدن این مدل به منزله پذیرفتن ایثارهای ارزشـی بسیار روشن آن است(برناردز، (۱۳۸۹