سازمان پدیده ای اجتماعی است که دارای ابعاد مختلفی بوده و انسان در آن دارای جایگاه ویژه ای است. در واقع، امروزه منابع انسانی به عنوان مهم ترین سرمایه های سازمان مطرح بوده و نگاه هزینه ای به آن ها در حال از بین رفتن است. منابع انسانی شایسته برای سازمان ها، ارزشمند و کمیاب بوده و به راحتی قابل کپی برداری، تقلید و جایگزینی نیستند و و موجب کسب مزیت رقابتی پایدار می شوند( قلی پور، .(۱۳۸۶ مطالعه و بررسی تاریخچه ی تحول و توسعه جوامع صنعتی نشان می دهد که نیروی انسانی ماهر و پرورش یافته، در انتقال جامعه ی سنتی به جامعه صنعتی، تاثیر انکار ناپذیری داشته و این تاثیر به نحوی بوده است که محققین، نیروی انسانی را مهم ترین عامل توسعه ی سازمان ها و به تبع آن توسعه جوامع معرفی کرده اند(.( Littrell,2007 با توجه به این رویکرد، یکی از مسایل مهمی که تمام سازمان ها با آن روبرو هستند، بحث نحوی هدایت و رهبری منابع انسانی است. در واقع، استفاده ی مدیران از سبک های مختلف رهبری می تواند تاثیر متفاوتی بر این منابع و به دنبال آن بر موجودیت و حیات سازمان داشته باشد. با این تفاسیر، سازمان های موفق، سازمان هایی خواهند بود که مدیران آن ها با توجه به شرایط محیطی و ویژگی های زیر دستان، متناسب ترین سبک رهبری را به کار گیرند.

رهبری

یکی از وظایف اساسی مدیران، هدایت و رهبری منابع انسانی و هم راستا کردن اهداف آن ها با اهداف سازمانی است. ماهیت پیچیده ی رهبری از یک سو و وجود محققان علاقه مند به این عامل از سوی دیگر موجب شده است تا تعاریف و تفاسیر و معانی گوناگونی از این مفهوم بیان شود. رهبری را می توان در مفاهیم ساده ای همچون به کارگیری افراد برای انجام کاری با میل و رغبت به منظور دستیابی به اهداف سازمان یا استفاده از اختیارات برای تصمیم گیری تفسیر نمود. به طور کلی رهبری، عبارت است از نفوذ در دیگران برای دستیابی به یک هدف ویژه، در واقع، رهبر نمی تواند با زور یا تهدید کسی را وادار به انجام کاری نماید. تعامل رهبر و زیر دست باید همراه با رضایت دو طرفه باشد. با توجه با موارد بیان شده، می توان نتیجه گرفت، در تعریف رهبری، بر سه عامل: نفوذ، گروه و هدف بیش از هر چیزی تاکید می شود. در واقع، رهبری فرایندی است که رهبر از طریق آن بر رفتار زیر دستان و پیروان نفوذ کرده و معمولا این فرایند در محدوده ی یک گروه بررسی می شود. در نهایت، می توان اذعان داشت رفتارهای رهبری بر اهداف جمعی تاکید دارند(.( Hellriegel & Slocum,1998