سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: سومین همایش ملی بزرگداشت سهروردی با موضوع اخلاق کاربردی

تعداد صفحات: ۱۱

نویسنده(ها):

نسیم سهیلی – کارشناس ارشد روانشناسی، دانشگاه زنجان
جواد صالحی – استادیار گروه روانشناسی دانشگاه زنجان دانشگاه زنجان، دانشکده علوم

چکیده:

عصر کنونی، عصر بحران ها و چالش های بنیان افکن است. بشر امروز برای رسیدن به تعادل روانی وموفقیت در روابط فردی و اجتماعی چار های جز روی آوری به اخلاق و تربیت اخلاقی ندارد. امروزه رویکرداخلاقی به منزله یکی از مهم ترین رویکردها در قلمرو برنامه ریزی درسی به شمار می رود. در این رویکرد، برنامه های درسی ابزاری مؤثر در رشد و توسعه فضایل اخلاقی و مهارت های اجتماعی در فراگیران است وآنان را برای برخورد مناسب با مسائل و موضوعات جدید آماده می سازد. بدین منظور در مقاله حاضر روش ها و رویکردهای مختلف آموزش اخلاق به کودکان و تمهیدات تربیتی مورد نیاز برای این آموزش از چنددیدگاه مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است. روش آموزش اخلاق در هر نظریه ای بستگی تام به دیدگاهی دارد که آن نظریه در مورد انسان مطرح می کند. با توجه به تنوع این دیدگاه ها، در زمینه آموزش اخلاق نیزرویکردهای متفاوتی وجود دارد که بسته به طرز فکر مورد اتخاذ هر رویکرد با یکدیگر تفاوت دارند. از نظر زمانی دو دسته رویکرد روانشناختی در رابطه با آموزش اخلاق به کودک وجود دارد: الف) رویکرد قدیمی بهآموزش اخلاق ب)رویکرد جدید به آموزش اخلاق. رویکرد قدیمی آموزش اخلاق چندین دیدگاه را در بر میگیرد: ۱- دیدگاه انبان فضایل. ۲- دیدگاه احترام به قدرتمندان. ۳- دیدگاه سازگاری اجتماعی. رویکرد جدید به آموزش اخلاق: ۱- دیدگاه روانکاوی. ۲- دیدگاه تجربه نگر. ۳- رویکرد تشویق وتنبیه. ۴- رویکرد یادگیری اجتماعی. غالب رویکردهای فوق بر این نکته اتفاق نظر دارند که دروس مربوط به ارزش ها و معیارها آموختنی هستند و اینکه تجربه های مدرسه ای بدون استثنا به فرایندیادگیری ارزش ها کمک می کنند. بنابراین، برای مربیان و آموزشکاران مهم است که مستقیما با این موضوع رو به رو شده و مشخص کنند که مایل اند کدام رویکرد مثبت را برای پیشبرد کار آموزش خود انتخاب کنند.