سال انتشار: ۱۳۹۴

محل انتشار: کنفرانس بین المللی انسان، معماری، عمران و شهر

تعداد صفحات: ۶

نویسنده(ها):

نسیم تبریزی نور – دانشجوی کارشناسی ارشد معماری
محمد منصور فلامکی – استاد، دکتری تخصصی مرمت و شهر سازی و معماری، دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران

چکیده:

برای معرفی و بازشناسی معماری ایرانی ابتدا باید به تعریف خود معماری بپردازیم؛ برای شناساندن معماری چندین و چند تعریف از اساتید و صاحب نظران این رشته در دست داریم؛ لیکن برای بازشناخت و معرفی معماری ایرانی این تعریف را به کار می گیریم: معماری به مثابه جامه ی فضایی را، بر پایه ی آن چه گفتیم، این گونه می بینیم: معماری جهان اندیشه ی درونی معمار را، به وسیله ی تدوینی از ابزارهای تکنولوژیک که به قید شناخت تجربی زمان در پهنه مکان جای داده می شوند، به زبان و بیانی خاص وی، جامه ی فضایی می پوشاند . (فلامکی، محمد منصور، (۱۳۹۱) اصل ها و خوانش های معماری ایرانی ، ص ۷۲) شرحی برای آن چه جامه ی فضایی می خوانیم اش لازم است. به این مهم که برایش مفهومی اساسی و تخصصی در معماری قائلیم را پی می گیریم، سخن، از وجه برونی فضای معماری است: چه آنگاه که معماری روی به بیرون (به معنای فشای باز همگانی، غیر خصوصی) می نگرد و چه آنگاه که متوجه درون است و سطوح نمایانگر بنا یا روی به ساکنان و شاغلان و بهره وران را معرفی می کند، در نهایت، از سطوحی استفاده می کند که در معماری ایرانی، به ویژه در فضاهای نیایشی – تنها تا اندازه ای محدود نمایانگر پیکره ی ساختاری می شوند؛ همان گونه که جامه ی آدمی زاد، الزاما، نمایش دهنده ی پوست بدن وی نیست و تمام حرکت وی را نیز نه می خواهد و می تواند نشان دهد. (فلامکی، محمد منصور، (۱۳۹۱). همان، ص ۷۳)