سال انتشار: ۱۳۹۴

محل انتشار: اولین کنفرانس بین المللی حسابداری، مدیریت و نوآوری در کسب و کار

تعداد صفحات: ۲۲

نویسنده(ها):

اکرم فراهانی – دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
ابوتراب علیرضایی – دانشیار وعضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، تهران، ایران
بهرام علیشیری – استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب

چکیده:

هدف از مقاله حاضر بررسی میزان تاثیر مدیریت کیفیت و نوآوری جامع بر عملکرد شرکت بیمکث با میانجیگری مدیریت دانش است. عملکرد سازمان از دو بعد عملکرد کیفی و نوآوری شامل پایایی و هماهنگیفرایندهای درون سازمانی، سرعت ارائه خدمات از سوی سازمان به مشتریان، کیفیت محصولات، قابلیت اطمینانمناسب، سادگی و سهولت در استفاده از محصولات، کاهش ضایعات و قیمت تمام شده محصول، معرفی نظامهای مدیریتی جدید به بازار، واکنش سریع معرفی فرایندهای جدید رقبا، تلاش در ایجاد نوآوری در تیم ها وآموزش، رشد تعداد محصولات و خدمات جدید ارائه شده از سوی سازمان مورد بررسی قرار می گیرد. به منظورجمع آوری اطلاعات با مروری از ادبیات تحقیق، مقالات و کتب علمی مدل مفهومی پیشنهادی ترسیم گردید.سپس با استفاده از شاخص های جمع آوری شده اقدام به تنظیم پرسشنامه گردید. پایایی پرسشنامه با استفاده ازآلفای کرونباخ مورد بررسی و برابر با ۰/۹۵۰ حاصل شد. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوایی و روایی عاملی مورد تائید قرار گرفت. پرسشنامه ها در بین نمونه آماری( ۱۰۲ کارشناسان بیمکث) پخش گردید. تعدادنمونه با استفاده از فرمول کوکران(نمونه گیری تصادفی ساده) محاسبه گردید. سپس به منظور آنالیز داده ها ازمدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزار لیزل استفاده گردید. نتایج حاکی از تاثیر ۶۶ % مدیریت کیفیت جامع،%۷۷ مدیریت نوآوری جامع، ۶۳ % مدیریت دانش بر عملکرد سازمان دارد. نتایج سایر فرضیه های فرعی نیزحاکی از تاثیر ۵۱ % مدیریت کیفیت جامع، ۵۲ % مدیریت نوآوری جامع بر عملکرد سازمان و تاثیر ۸۳ % و ۵۹%مدیریت دانش بر عملکرد کیفی و نوآوری دارد. در نهایت تمامی فرضیه های تحقیق پذیرفته شد.