سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: اولین همایش ملی علوم شناختی در تعلیم و تربیت

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

مژگان ربانی باوجدان – دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه شهید باهنر کرمان
مرجان ربانی باوجدان – ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه سیستان و بلوچستان
افسانه توحیدی – استادیار ، عضو هیئت علمی دانشگاه باهنر کرمان

چکیده:

به عقیده روانشناسان تربیتی و متخصصین آموزش، اضطراب پائین به عنوان یک عامل انگیزشی مؤثر می تواند عملکرد فرد را برای تلاش بیشتر افزایش دهد. در مقابل، اضطراب بالا تأثیرات متفاوتی داشته و موجب از هم گسیختگی فرآیند روانی فرد، که برای عملکرد صحیح فرد ضروری می باشد، می گردد. این نوع اضطراب که به اضطراب امتحان ناتوان کننده نیز شهرت دارد ۱۰ تا ۳۰ درصد تمامی دانشجویان را متأثر می سازد و عملکرد آنها را برای امتحان به شدت کاهش می دهد (واشکلکا، کتز، ۱۹۹۹). طبق برآورد پژوهشگران، سالانه حدود ده میلیون دانش آموز و ۱۵% درصد از دانشجویان دانشگاه های آمریکا اضطراب امتحان را تجربه می کنند و به نظر می رسد که آزمودنی های بزرگتر، به اضطراب بیشتری دجار هستند(هیل، ۱۹۸۴؛ به نقل از بیابانگرد، ۱۳۸۱). ساراسون (۱۹۷۵؛ به نقل از مهراب زاده هنرمند و همکاران، ۱۳۷۹). اضطراب امتحان را نوعی خود اشتغالی ذهنی می داند که با خود کم انگاری و تردید در باره توانایی های خود مشخص می شود و غالباً به ارزیابی شناختی منفی، عدم تمرکز حواس، واکنش های فیزیولوزیکی نامطلوب و افت عملکرد تحصیلی منجر می گردد و نقش مخرب و بازدارنه ای در سلامت روانی و تحصیلی محصل ایفا می کند.