سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: نخستین همایش ملی شخصیت و زندگی نوین

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

عفت دفترچی – کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی، مرکز مشاوره دانشگاه شیراز
راضیه شیخ الاسلامی – دکترای تخصصی روانشناسی تربیتی، دانشگاه شیراز، دانشکده علوم تربیتی و ر
مینا مهبد – کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی

چکیده:

بر اساس نظریه سیستمی خانواده، خانواده همانند بدن انسان یک نظام کلی است که از اجزای مرتبط با یکدیگر تشکیل شده است و هر جزء هم براجزای دیگرتاثیر می گذارد و هم ازاجزای دیگر تاثیر می پذیرد (پارک و بوریل، ۲۰۰۶ ). بنابراین برای فهم روابط بین اعضای یک خانواده بایستی به اجزای مختلف آن اعم ازارتباط بین زن .( وشوهر، ارتباط بین هرکدام از والدین با کودکان و ارتباط بین خواهر و برادر ها توجه شود(سیگلمن و رایدر، ۲۰۱۲ با توجه به نتایج پژوهشها به نظر می رسدکه با تولد فرزند در خانواده و همچنین گذشت سالهای ازدواج علاوه بر آنکه سیستم خانواده بطورکلی تحت تاثیر قرارمی گیرد، رابطه بین زن وشوهر نیز به طورخاص دستخوش تغییر می شود. این پژوهش برآن است که رابطه بین سالهای ازدواج وتعداد فرزندان رابا برآورده شدن نیازهای اساسی روانشناسی دردانشجویان متاهل دانشگاه شیراز مورد بررسی قراردهد. سه نیاز اساسی روانشناختی شامل نیاز به استقلال ،شایستگی و پیوستگی هستند(رایان و دسی، ۲۰۰۰ )که نقش اساسی درسلامت افراد جامعه ایفا می کنند. روش تحقیق: مشارکت کنندگان درتحقیق شامل ۱۵۰ دانشجوی متاهل دانشگاه شیراز بودکه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای ازخوابگاههای دانشجویان متاهل انتخاب گردیدند. نیازهای خودتعیینی شامل نیاز به استقلال، شایستگی و پیوستگی به وسیله مقیاس نیازهای اساسی روانشناختی درارتباطات (لاگاردیا و همکاران، ۲۰۰۰ ) اندازه گیری شد. پایایی و روایی این مقیاس ها احراز گردیده است. سالهای ازدواج و تعداد فرزندان نیز بوسیله دو سوال که در ابتدای مقیاس نیازهای روانشناختی درنظر گرفته شده بود، مورد پرسش قرار گرفت. یافته ها: ماتریس همبستگی متغیرهای مورد پژوهش نشانگر آن است که سال های ازدواج با برآورده شدن نیاز به پیوستگی با همسر ارتباط منفی و معناداری دارد (فرمول در متن اصلی مقاله) ارتباط معناداری بین سال های ازدواج و نیاز به استقلال و شایستگی مشاهده نشد. همچنین تعداد فرزندان دارای ارتباط منفی ومعناداری با نیاز به استقلال( (فرمول در متن اصلی مقاله) ونیاز به پیوستگی با همسر (فرمول در متن اصلی مقاله بود. درمعادله رگرسیون چندگانه از بین دو متغیر پیش بین تعداد فرزندان و سالهای ازدواج، فقط تعداد فرزندان قادر به پیش بینی منفی و معنادار نیاز به استقلال (فرمول در متن اصلی مقاله) نیازبه شایستگی (فرمول در متن اصلی مقاله) و نیاز به پیوستگی با همسر (فرمول در متن اصلی مقاله ود. نتیجه گیری: یافته های تحقیق نشانگرآن است که با افزایش مدت زمان ازدواج، نیاز به پیوستگی در زن و شوهر کمتر برآورده شده است. همچنین با افزایش تعداد فرزندان، برآورده شدن نیازهای روانشناختی استقلال، شایستگی و پیوستگی در ارتباط با همسر کاهش یافته است.