مقاله رابطه بین هوش های چندگانه و ویژگی های شخصیتی با رویکردهای یادگیری راهبردی، سطحی و عمقی دانشجویان که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۹۱ در آموزش و ارزشیابی (علوم تربیتی) از صفحه ۷۵ تا ۹۴ منتشر شده است.
نام: رابطه بین هوش های چندگانه و ویژگی های شخصیتی با رویکردهای یادگیری راهبردی، سطحی و عمقی دانشجویان
این مقاله دارای ۲۰ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله هوش های چندگانه
مقاله ویژگی های شخصیتی
مقاله رویکردهای عمقی یادگیری
مقاله رویکردهای سطحی یادگیری
مقاله رویکردهای راهبردی یادگیری و دانشجویان

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: رضایی اکبر
جناب آقای / سرکار خانم: مصرآبادی جواد
جناب آقای / سرکار خانم: محمدزاده علی

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه و همچنین تعیین سهم هوش های چندگانه (هوش زبانی یا کلامی، منطقی – ریاضی، فضایی، موسیقایی، بدنی – جنبشی، درون فردی، میان فردی و طبیعت گرایانه) و ویژگی های شخصیتی (برون گرایی، سازش پذیری، وظیفه شناسی، روان رنجورخویی و انعطاف پذیری یا پذیرابودن نسبت به تجارب جدید) در پیش بینی رویکردهای یادگیری راهبردی، عمقی و سطحی دانشجویان بود. بدین منظور، ۴۱۳ نفر از دانشجویان گروه های علوم انسانی دانشگاه پیام نور مرکز تبریز (۲۸۳ زن و ۱۳۰ مرد) با روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه های هوش های چندگانه، پنج عامل اصلی شخصیت و رویکردها و مهارت های مطالعه توسط این دانشجویان تکمیل شدند. آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه استاندارد یا همزمان برای تحلیل داده های جمع آوری شده مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که همبستگی منفی و معنی دار بین هوش های زبانی یا کلامی، منطقی ریاضی، فضایی، درون فردی و طبیعت گرایانه و رویکرد یادگیری سطحی وجود دارد، ولی رابطه بین اکثر هوش ها با رویکردهای یادگیری عمقی و راهبردی مثبت و معنی دار بود. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ویژگی شخصیتی وظیفه شناسی، هوش کلامی یا زبانی و هوش میان فردی (با ارزش بتای منفی) عامل های پیش بینی کننده معنی داری برای رویکرد یادگیری راهبردی بودند. در پیش بینی رویکرد عمقی متغیرهایی نظیر هوش کلامی یا زبانی، پذیرا بودن نسبت به تجربه، هوش طبیعت گرایانه، وظیفه شناسی (با ارزش بتای مثبت) و هوش موسیقیایی و برون گرایی (با ارزش بتای منفی) از لحاظ آماری معنی دار بودند. بهترین عامل پیش بینی کننده برای رویکرد سطحی یادگیری دانشجویان هوش میان فردی بود و متغیرهای پذیرا بودن نسبت به تجربه، روان رنجورخویی، وظیفه شناسی، هوش کلامی یا زبانی و هوش موسیقیایی از لحاظ ارزش بتا در اولویت بعدی قرار داشتند. از بین این متغیرها، پذیرا بودن به تجربه، وظیفه شناسی، هوش کلامی و هوش موسیقیایی در پیش بینی رویکرد یادگیری سطحی بتای منفی داشتند.