سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: نخستین همایش ملی ادبیات فارسی و پژوهشهای میان رشته ای

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

جهانگیر صفری – عضو هیأت علمی دانشگاه شهرکرد
میثم زارع – کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
ابراهیم ظاهری –

چکیده:

در این نوشتار به پیوند میان ادبیات و روانشناسی به عنوان دو شاخه از رشته های علوم انسانی اشاره می شود؛ زیرا کشف پیوند ادبیات با علومی مانند روانشناسی،جامعه شناسی، زبانشناسی و … و بررسی میزان و نحوه تعامل این مقولات با هم موضوعی است که امروزه مورد توجه جدی منتقدان قرار گرفته است. روانشناسی یونگ و نقد ادبی بر اساس نظریات او، در ادبیات بسیار مورد توجه قرارگرفته است و بسیاری از آثارها و شاهکارهای جهان از این نظر گاه بررسی شده اند. یکی از نظریه های مطرح یونگ« کهن الگو »است که در این مقاله، به « کهن الگوی نقاب »پرداخته شده است . شخصیت دیوانگان در مثنوی های عطار ، درحکم نقابی هستند که عطار بر چهره خود می زند تا بتواند در پوشش آنها، به انتقاد از خداوند و گروههای مختلف جامعه مانند شاهان ،عالمان دینی ،مردم عادی و امثال آن بپردازد . عطار با ا ستفاده از نقاب دیوانه است که می تواند چنین انتقادات تند و گزنده ای را بیان نماید و مورد مؤاخذه قرار نگیرد؛چراکه بر دیوانگان حکم عقوبت نیست.