سال انتشار: ۱۳۹۳

محل انتشار: اولین همایش ملی وکالت، اخلاق، فقه و حقوق

تعداد صفحات: ۷

نویسنده(ها):

لیلا هلالی – دانشجوی دوره کارشناسی ارشد حقوق خصوصی
عبدالله صدیقیان – استاد راهنما

چکیده:

انگیزه وقصد اصلی بشر در طول زندگی اجتماعی،کسب حداکثری رفاه،اسایش وسلامتی خواهد بود؛محیط زیست سالم یکی از وسایلتامین این هدف است،اما در عمل،با سایر عوامل حصول این هدف متعارض است؛به عبارتی واضح تر،توسعه،عموما هم گام با اسیب بهمحیط زیست خواهد بود،به گونه ای که می توان ادعا نمود،در هیچ مقطع زمانی بدون خسارت به محیط زیست،این امر محقق نگردیدهاست.بنابراین،بایستی در پی رفع تعارض این دو موضوع به جهت نیل به هدف غایی بود،به جا ی انکه یکی از این امور قربانی تحققدیگری گردد.باتوجه به توسعه اندک کشورهای جهان سوم،خسارات وارده بر محیط زیست در این قبیل کشورها بیشتر از سایرین بودهاست.شاید بتوان اینگونه بیان دلیل نمود که این کشورها درک درستی از اهداف توسعه نداشته وبه همین علت به تعارض با یکدیگررسیده اند.حال با برقراری نظام حقوقی درخور وشایسته،بخصوص در زمینه مسولیت مدنی وهماهنگ ساختن توسعه با اسیبی کمتر بهمحیط زیست،از مهمترین وظایفکسانی که از جنبه حقوقی به مطالعه محیط زیستی میپردازند.فرهنگ ایرانی از دیدگاه تاریخی در دو دورهقبل و پس از اسلام قابل بررسی است.در هر یک از دوران،فرهنگ ایرانی نشات گرفته از ارزش های دینی و اخلاقی بوده است.قبل ازاسلام ایرانیان به طبیعت به ویژه خاک،اب،اتش،هوا وگیاه به مثابه عناصر مقدس می نگریسته که نه تنها تخریب و اسیب به انها گناهمحسوب میشد بلکه پاک نگه داشتن و پاک نمودن ان ها یک وظیفه محسوب می گردید.ضمن انکه علاوه بر وجه ظاهری و دنیوی،جنبهمعنوی واسمانی نیز برای ان قائل بودند.در دوره پس از اسلام با تاثیر گذاری نگرش اسلامی،غنای فرهنگ ایرانی دور رابطه انسان باطبیعت و چگونگی برخوردای از این نعمت دو چندان گردید. در این مقاله نگارنده قصد دارددر زمینه مبانی مسولیت مدنی به جهت حفظمحیط زیست در دو منظر حقوق کنونی وفقهی به تعامل برسد.