سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: اولین همایش ملی توسعه پایدار در مناطق خشک و نیمه خشک

تعداد صفحات: ۱۰

نویسنده(ها):

زهرا اکرمی – کارشناس ارشد حقوق خصوصی و مدرس دانشگاه
مریم حیدری – دانشجویان کارشناسی حقوق
رضا حمامی –
وجیهه کاووسی –

چکیده:

لزوم پوشیدگی زن در برابر نامحرم از احکام ضروری دین اسلام به شمار میآید که در وجوب آن تردیدی نیست و شیعه و سنی بر آن اتفاق نظر دارند. حجاب لباس دین است که در سن بلوغ تن دختران مسلمان به آن آراسته میشود. حجاب در اسلام وظیفهای است که بر عهدهی زن نهاده شده تا در معاشرت و برخورد با مرد کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن و حتی صحبت کردن خود مراعات کند. نکتهی قابل توجه و تأمل در تمام بررسیها پیرامون مسئلهی حجاب، مخالفتها و موافقتهای سرسختانه ای است که از حجاب به عمل آمده است. واقعیت امر این است که حضور بانوان در جامعه یک ضرورت فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است که باعث میشود بانوان پایگاه بالاتری کسب کرده و بدین ترتیب حضور مؤثرتری در تصمیمگیری های مربوط به سرنوشت خود و وضع کشور خویش داشته باشند. از آنجا که در ارتباط با توسعه مهمترین گام، پذیرش مسئولیت توسط افراد جامعه از جمله زنان است و زنان بخش عظیمی از جمعیت ما را تشکیل میدهند آیا حجاب و پوشش یک زن، موجب محدودیت او شده و به اصطلاح مانع این میگردد که بتواند استعداد های خود را شکوفا کند؟ آیا زنانِ با پوشش اسلامی جایگاهی در جامعهی ما و عرصه های علمی، فرهنگی، اقتصادی و … ندارند؟ آیا حجاب با گرفتن مقا-م های برتر اعم از علمی و ورزشی و … در تداخل است؟ در فرهنگ اسلامی، محور اصلاحات فرهنگسازی است. لذا با فعالیتهای آموزشی، فرهنگی و تبلیغی میتوان فضای اجتماعی جامعه را به سمتی هدایت کرد که افراد به صورت طبیعی و خودجوش به رعایت عفاف و حجاب رغبت نمایند. در این نوشته سعی بر آن شده که دیدگاه روشنفکرانه ای در مورد حجاب بکار بگیریم و برآنیم تا به این امر مهم بپردازیم که اساساً چه رابطه ای بین حجاب و آزادی وجود دارد؟ آیا حجاب مانع آزادی زنان مسلمان (به عنوان اصلی ترین حق انسانها در حیات دنیوی) است؟ آیا جامعه حجاب را به اجبار قبول میکند؟ و اینکه جامعه ایرانی ما بر پرورش دینی تأکید دارد یا بر آموزش دینی؟ و در آخر به ارائهی راهکارهایی در ترویج فرهنگ حجاب خواهیم پرداخت