تأکید بر جنبه و رنگ و بوی اخلاقی داستان :

مجنون از جمله شعرای عذری است که عشقشان عشق عفیف و پاک است و داستان عربی از چارچوب عفت و اخلاق خارج نشده است . نظامی گنجوی نیز بر این جنبه تاکید بسیار کرده  و در داستانش به فضیلت و اخلاق اسلامی دعوت کرده است نظامی داستانش را طوری سروده که رنگ و بوی صوفیانه در آن برجسته و واضح می باشد(٣۶).

موارد مذکور بالایجاز موارد شباهت در داستان عربی و داستان نظامی گنجوی بود که وی در بیان داستان متاثر از آن بوده است . اما موارد افتراق و یا به عبارتی ویژگی های فارسی داستان :

الف :جریان داستان و سلسله مراتب آن : داستان عربی لیلی و مجنون دارای نظم و ترتیب خاصی نیست و حوادث داستان به ترتیب اتفاق نیفتاده و ذکر نشده است اما نظامی آن را مرتب ساخته و به صورت داستانی کامل قرار داده که حوادث آن یکی پس از دیگری و به ترتیب اتفاق می افتد. دیگر اینکه این داستان در عربی در حیطه تاریخ باقی ماند و وارد ادبیات نشده بود اما نظامی آن را از حیطه تاریخی خارج و وارد ادبیات نموده است (٣٧)و آخر اینکه داستان نظامی از حیث ابیات نیز با عربی تفاوت دارد ،نظامی آن را در بیش از ۴۵٠٠ بیت سروده اما ابیات موجود در دیوان مجنون ( گرد آوری والبی)از ١٠٠ بیت کمتر است .

جلوه ها و مناظر محیط فارسی:

در داستان عربی چنین آمده است که لیلی و مجنون در کوچکی و در حالیکه در حال چراندن چهار پایان بوده اند با هم آشناشده اند

تعلقت لیلی وهی ذات ذؤابۀ                     و لم یبد للاتراب من ثدیها حجم

صغیرین نرعی البهم یا لیت أننا                     الی الیوم لم نکبر و لم تکبر البهم (٣٨)

اما در داستان نظامی آنها در مکتب با هم آشنا شده اند:

شد چشم پدر به روی او شاد               از خانه به مکتبش فرستاد

جمع آمده از سر شـکوهـی                   با او بـه مرافقـت گروهی

با آن پسـران خـرد پیوند                     هم لوح نشسته دختری چند

آفـت نرسیـده دختری خوب                چون عقل به نام نیک منسوب

در هر دلی از هـواش میـلی                  گیسوش چو لیل و نام لیلی(٣٩)

نظامی محیط را بسیار سبز و خوش و خرم توصیف کرده که گویی فصل بهار است و انواع گل ها و درختان و شکوفه ها را ذکر و توصیف کرده است چنان که گویی «جنۀ الله علی الارض »است (۴٠)اما محیط حجاز در آن زمان چنین نبوده و اکنون نیز چنین نمی باشد