سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: نخستین همایش ملی ادبیات فارسی و پژوهشهای میان رشته ای

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

مریم حیدری –

چکیده:

یکی از علوم مرتبط با ادبیات، جغرافیاست. از خلال متون ادبی با مکان هایی آشنا می شویم و درباره شرایط اقلیمی یا اقتصاد و جمعیت آن مناطق آگاهی هایی کسب می کنیم. اما به جز مکانهای موجود در جغرافیای طبیعی، به مکانها یا پدیده های جغرافیایی دیگری نیز برخورد می کنیم که جنبه اساطیری دارند. رودها، دریاها، کوهها، شهرها و روستاهای اساطیری گاهی با عالم واقع مطابقت دارند و گاهی خیر. در این مقاله با استفاده ازمتون کهن ادبی و دینی؛ نظیر شاهنامه و اوستا، به کنکاش درباره این جغرافیای خاص خواهیم پرداخت و میزان انطباق یا عدم انطباق آن را با جغرافیایطبیعی ایران بررسی خواهیم کرد. همچنین نگاهی خواهیم کرد به آن دسته از متون کهن که به انگیزه نگارش جغرافیای طبیعی خلق شده اند؛ اما به دلیل نداشتن منابع مستدل و تکیه بر گفته ها و شنیده ها، نوعی جغرافیای تخیلی محسوب می شوند. هدف از نگارش این مقاله آن است که بدانیم افرادی که امکان مسافرت به اقصی نقاط جهان را نداشته اند، برای تجسم جهان ازچه شیوه هایی بهره می برده اند.