سال انتشار: ۱۳۹۴

محل انتشار: کنفرانس بین المللی انسان، معماری، عمران و شهر

تعداد صفحات: ۱۳

نویسنده(ها):

شبنم مشرفی – دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه ازاد اسلامی واحد اهر
علی صادقی اقکندی – دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه ازاد اسلامی واحد عجب شیر
سالار اخوت – دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه ازاد اسلامی واحد اهر

چکیده:

بی شک معماری و شهرسازی به عنوان یکی از پیچیده ترین و در عین حال ملموسترین و ضروری ترین علوم انسانی از دیرباز مورد عنایت و توجه متخصصین و طراحان در سراسر گیتی بوده است . همواره تحولات ایجاد شده در فرهنگ های انسانی و دگرگونی های جامعه بارزترین و مهمترین جلوه های خود در سیمای شهرها و بناهای شهری نمایان خواهند ساخت بنابراین نمی توان معماری را به عنوان علمی مجزا بررسی کرد و مورد تجزیه و تحلیل قرار دارد در این مقاله تلاشی در جهت شناساندن گوشه هایی از فرهنگ غنی و هنرهای سنتی در ایران صورت گرفته و در کنار آن تفکر و تحلیلی در زمینه دلایل ایجاد گسست فرهنگی در کشورمان و تاثیرات آن بر معماری و طراحی شهری روز ایران نیز به عمل آمده است امید که بتوان راهکاری مناسب برای رجوع دوباره به فرهنگ غنی ایران در ساخت بناها و طراحی معماری و به تبع آن شهرسازی اندیشید بسیاری از جوامع رو به توسعه در عصر حاضر و به دنبال پیش گرفتن راه تحول اجتماعی و اقتصادی با بسیاری از تناقض ها و مسایل پیچیده مواجه است . به طور کلی در تحول و انتقال از روش زندگی سنتی و نوین این گونه مسایل به طور اجتناب ناپذیری نمود پیدا می کند . از آنجا که توسعه اقتصادی خود مستلزم تصمیمات و انتخاب های قاطع در مراحل و مقاطع مختلف است در موارد زیادی این گونه اتفاق نمی افتد و تصمیمات وانتخاب ها متناسب پیشرفت و تغییرات اجتماعی نیست که خود به بسیاری از مسایل فرهنگی منجرمی شود. در شرایط تغییرات برنامه ریزی شده تمامی تلاش ها می بایست بر اساس شرایط اجتماعی موجود صورت گیرد. هدف اصلی مقاله نگاه جدیدی به مقوله فرهنگ شهری ایران است که تلفیقهای متعددی در این حوزه زیست اجتماعی صورت گرفته که در مجموع چیزی با عنوان سنتز فرهنگی یا فرهنگ کریولهشده را شاهدیم شناخت فرهنگ های کریوله شده که تئوری جدیدی است از زبانشناسی گرفته و به حوزه های فرهنگ و فرهنگ شهری نیز وارد شده است و با نگاه انسانشناختی به آن پرداخته می شود . نکته مهم آنست که در این تحلیل ها،همیشه تلاش شده منشا و ریشه ای واحد برای اشکال مختلف حیات ایرانی جستجو شود. به همین سبب هم برخی معتقدند که اصل و نسب ما روستایی است و برخی نیز آن را عشایری دانسته اند و هر روستایی را نیز در نهایت عشیره ای ساکن شده فرض کرده اند.جامعه شناسان و علمای اجتماعی نقش مهمی در شناخت و ارزیابی مسایل اجتماعی دارند. این قبیل ارزیابی ها و پژوهش ها در سطوح مختلف در جوامع صنعتی در حد وسیعی صورت گرفته است و در جای خود ازگسترش دامنه بسیاری از مسایل اجتماعی جلوگیری به عمل آورده اند. در این نوشتار سعی شده برای پاسخ به الگوهای اولیه و مبنایی فرهنگ شهرهای ایرانی در حیطه سیاسی، فرهنگ سیاسی شهرهای ایرانی همانطور که گفته شد، به شدت مبتنی بر الگوی طایفه ای و خویشاوندی عشایری بود. شاید بتوان این ادعا را مطرح کرد که همیشه در تاریخ سیاسی ایران از گذشته تا امروز، ساختار طایفه ای و قبیله ای مبنای قدرت سیاسی بوده است.