سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: اولین همایش ملی علوم شناختی در تعلیم و تربیت

تعداد صفحات: ۱۲

نویسنده(ها):

علی عیسی زادگان – دکتری روانشناسی، عضو هیئت علمی دانشگاه ارومیه، گروه علوم تربیتی

چکیده:

اصلی ترین تکلیف در حوزه تعلیم و تربیت، یادگیری و آموزش است و هر معلمی علاقمندی خاصی به این امر دارد که دانش آموزان چگونه یاد می گیرند و چگونه می توانند بهتر یاد بگیرند. تغییر، یادگیری و کارآمدی تفکر و پویش اندیشیدن تلاش عمده تعلیم و تربیت است. بر اساس رویکرد سازنده گرایی دانش در دو سطح متفاوت سازماندهی و بازنمایی می شود؛ سطح صوری آشکار و هشیار و سطح عمیق، ضمنی و ناهشیار. پردازش های سطحی، آشکار و هشیار از توصیف های آشکار فرد از خود و دنیا تشکیل شده است. اما سطوح عمیق و ضمنی به فرضیه های محوری و زیربنایی فرد درباره خود و واقعیت مربوط بوده و قواعد انتزاعی اند که به وسیله بازنمایی های تمثیلی و تحلیلی گسترش یافته اند. یک فرض اساسی این است که این معانی ضمنی وسطوح عمیق بازنمایی با مدلهای ذهنی طرح واره یی در ارتباط بوده و در سطوح عالی معمولاً به وسیله جمله های معمولی بیان نمی شوند، بلکه در قالب تمثیل و استعاره خود را نشان می دهند (نظیری، ۱۳۸۳؛ به نقل از عیس زادگان، ۱۳۸۷). اغلب پژوهش ها در حوزه علوم شناختی در خصوص استعاره که جهت فهم عمیق تر نقش آن در زبان بشری، تفکر و اخیراً هوش مصنوعی انجام شده در نهایت منجر به افزایش این اتفاق نظر در بین علاقمندان شده است که کارکردهای ذهنی به طور ذاتی استعاره یی و کنایه یی است (بوربیلی، ۲۰۰۴).