سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: نخستین همایش ملی ادبیات فارسی و پژوهشهای میان رشته ای

تعداد صفحات: ۲

نویسنده(ها):

محمدحسین جدیدی نژاد –

چکیده:

جامعه و ادبیات داستانی همواره در مواردی اختلاف نظر داشته اند. اکثر نویسندگان بر این باورند که :«واژه ممنوع براینویسنده ممنوع است.» اما حقیقت این است که برای پرداختن به چنین مواردی باید با موضوع علمی برخورد کرد و همه جوانب را در نظر گرفت. اروتیسم بار سنگینی از شخصیت پردازی، حقیقت مانندی و ماندگاری داستان در ذهن را به دوش می کشد. براستی راز شخصیت پردازی رستم چیست؟ چرا ما رستم را دوست داریم؟ رستم یلی است در سیستان؛ یک گور خر را یکجا بریان می کند و می خورد، یک بشکه شراب می نوشد. تا اینجا رستم با ما انسان ها بیگانه است . به همین خاطر نویسنده از اروتیسم کمک می گیرد. رستم -پهلوانی که زمین از تیغ شمشیرش ترک می خورد تهمینه را با عشق در آغوش می گیرد: «به پرورده کردن گرفتش به بربسی بوسه دادش به چشم و به سر» و این گونه است که ما احساس می کنیم رستم انسان است و از جنس ما آدم ها. و این ازنظر روانشناسی هم تایید شده ا ست چرا که میگل دِ اُنامونو در کتاب درد جاودانگی می نویسد: «انسان موجودی است که گوشت، پوست، خون و احساس دارد و با مرگ می ستیزد» اما مهمترین قسمت اینجاست که یک نویسنده چطور باید یک صحنه ی اروتیسم را بنویسد؟ با کدام غلظت؟ از کدام زاویه؟ در این مقاله تاثیر اروتیسم و رک گویی کلامی را بر شخصیت پردازی و حقیقت مانندی داستان بررسی وبعد اصل مساله را بیان می کنم و با نمونه های عینی به تشریح و حل این موضوع می پردازم.در این مقاله نمونه های زیر بررسی شده اند: الف) ادبیات داستانی ایران ادبیات کهن: ۱- هزار و یک شب ۲- شاهنامه فردوسی ادبیات امروز ایران : ۱- رمان تماما مخصوص؛ عباس معروفی ۲- شازده احتجاب؛ هوشنگ گلشیری