سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: اولین همایش ملی توسعه پایدار کشاورزی و محیط زیست سالم

تعداد صفحات: ۷

نویسنده(ها):

سنجر سلاجقه – استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان
مهدی جمشیدی گوهرریزی – دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان
آزاده آقاملایی – دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان

چکیده:

توسعه و تربیت نیروی انسانی ماهر عامل کلیدی و پیش شرط ضروری برای دستیابی به توسعه پایدار کشاورزی است . این در حالی است که در دهه های گذشته اکثر دانشگاههای دنیا فقط به پرورش متخصصین پرداخته اند و به ندرت به فکر پرورش دانشجویانکارآفرین بوده اند . توانمندسازی این دانشجویان برای ایجاد کسب و کار جدید نیاز به آموزش در زمینه مهارت های کسب و کار و مهارت های کارآفرینی دارد . اما ازطرفی عدم تناسب آموزش نیروی متخصص و فارغ التحصیل کشور با نیاز بازار کار نیز در اثربخشی آموزشهای کارآفرینی تاثیر بسزایی داشته است لذا جهت اثربخشی آموزشهای کارآفرینی ، توجه به مزیتهای نسبی وتوانمندیهای مناطق کشور ضرورتی اجتناب ناپذیر می باشد . اصولاً مزیت نسبی که در ارتباط با تجارت بین الملل مطرح می شود، به این معنی است که چنانچه کشوری یک کالا را نسبت به دیگر کالاها ارزانتر تولید کند این کشور در تولید چنین کالایی مزیتنسبی دارد وبنابراین با وارد شدن به صحنه تجارت جهانی می تواند از صدور کالاهایی که درآن مزیت نسبی دارد منتفع گردد .بنابرین توجه به مزیت نسبی فعالیتهای مختلف یکی از جنبه های برنامه ریزی اقتصادی است که اهمیت زیادی دارد . برای شناسایی مزیتهای نسبی روشهای متعددی وجود دارد یکی از مهم ترین این روشها ضریب مکانی می باشد شاخص ضریب مکانی درمتداولترین شکل خود ابزاری برای اندازه گیری درجه تخصص تولیدی یک منطقه در فعالیت های مختلف اقتصادی محسوب می شود از این رو در مقاله حاضر این ضریب مکانی برای استانهای کشور در سالهای ۱۳۳۱ و ۱۳۳۳ ، برای بخشهای عمده اقتصادی محاسبه گردیده است و مشخص گردید چه استانهایی در بخش کشاورزی مزیت نسبی دارند بدیهی است این روش را می توان به تولیدات مربوط به هریک از بخشهای اقتصادی از جمله بخش کشاورزی نیز تعمیم داد تا سرمایه گذاری در آموزشهای کارآفرینی متناسب با مزیتهای نسبی و نیاز بازار کار مناطق صورت پذیرد