توجیه بر مبنای نقش بازدارندگی

موافقان اجرای مجازات شلاق بر این عقیدهاند که مجازات مزبور از طریق ارعاب مجـرم، اراده مجرمانه او را تحت تأثیر قرار میدهد و از ارتکاب جـرایم بعـدی منصـرف سـاخته (بازدارندگی خاص) ، در عین حال، میل و رغبت مجرمین بالقوه را نسبت به نقض قوانین کنترل میکند .(بازدارندگی عام) این گروه معتقدند، مجازات شلاق با تحمیل درد و رنج مستقیم بر جسم بزهکار، خوشـی لذت نامشروع او را با درد و رنج پاسخ مـیدهـد و بـه روشـنی و بـا قاطعیـت بـه او و جامعه پیام میدهد که پس از بهرهبـرداری از لـذتهـای نامشـروع، عـلاوه بـر رسـوایی دنیوی و عذاب اخروی، عقوبتی تلخ و زجرآور در انتظار آنها است.

بـا ایـن پاسـخ، همـه اعضای عاقل جامعه به محاسبه نتایج رفتار خود میپردازند و بدون شک آن عـده کـه از حالت خطرناکی کمتری برخوردارند، از این محاسبه عبرت گرفته و راه صلاح و درسـتی احترام به قـوانین اجتمـاعی را در پـیش مـیگیرنـد و فقـط آنهـایی کـه دارای حالتهـای فوق العاده خطرناکی هستند، دست به ارتکاب جرم و تکرار آن خواهند زد. (۳۷)

از میان اندیشمندان قدیم، افلاطون برای کیفر شـلاق ارزش خاصـی قائـل بـوده و ضـمن تأکید بر ابعاد بازدارنده آن، معتقد بود کـه اعمـال صـحیح ایـن کیفـر، بزهکـار را بـه راه راست خواهد آورد زیرا کیفری که به حکم قانون درباره کسی اجـرا شـود، هرگـز منشـأ زیان نیست؛ بلکه یکی از دو نفع را در بردارد: یا مجرم بر اثر کیفر به خوبی مـیگرایـد و یا حداقل از بدی او کاسته میشود. (۳۸) برخی از حامیان شلاق، بر این باورند که اگر تنبیه بدنی قضایی قابل استفاده باشد، قـدر مسلم خواهد توانست بسیاری از مجرمان بالقوه و بویژه اشخاصـی را کـه ممکـن اسـت مرتکب جرائم خشونت آمیز شوند، از ارتکاب جرم بازدارد و آنها در واقع افزایش جرایم خشونت آمیز علیه اشخاص را به الغای این مجازات نسبت میدهند. همچنـین، در توجیـه نقش بازدارندگی خاص این کیفر استدلال میکنند کـه اغلـب آنهـایی کـه ایـن مجـازات را دریافت نمودهاند، به سبب تحمیل این کیفر هرگز دوباره مرتکب جرم نشدهاند. (۳۹)

اگر چه اعتقاد به نقش بازدارنده کیفر، قـدمتی بـه تـاریخ بشـریت دارد و در طـول دوران مختلف، نمـایش عمـومی تعـذیب، ابـزاری مـوثر بـرای ایجـاد رعـب و وحشـت در میـان بزهکاران و عامه مردم تلقی میشده است، مع الوصف، اساس شکلگیری و تحول علمـی این نقش را باید در اندیشههای فیلسوف معروف انگلیسی »ژرمی بنتـام« جسـتجو نمـود. وی ضمن ارائه تئوری »اصالت سودمندی« یا »حسـابگری مجرمانـه« اعتقـاد داشـت کـه تهدید قانون به مجازات بر اراده مجرمان بالقوه موثر است و اجـرای مجـازات در مـورد جرم واقعی یا برخواست مجرم مبنی بر تکرار عمل در آینـده تـأثیر مـیگـذارد یـا وی را برای مدتی کوتاه یا طولانی از ارتکاب جرم ناتوان میسازد. (۴۰)

بر همین مبنا است که بنتام مجازات را اصولاً عاملی رعب انگیز معرفی میکند بـه منزلـه بازدارنده عمومی و فردی عمل میکند. وی اگرچه بر بازدارندگی فردی بیشتر تأکید می-ورزد، اما معتقد است که مجازات با نشان ننگ عمومی و مانـدگاری کـه بـر مجـرم مـی- گذارد، گاهی واجد خصیصه »عبرت آموزی اخلاقی« میشـود کـه سـبب نفـرت عمـوم از عادات و مشربهای زیانبار می گردد و عادات و رفتارهای نیکو را در وجود آنها تقویـت و پایدار میکند. (۴۱) بدین ترتیب، قائلین به نقش بازدارندگی عام و خاص شـلاق اذعـان مـیدارنـد کـه طبعـاً انسانها از دو حیث در تلاش خواهند بود تا به مجازات شلاق گرفتار نشوند؛ هم از جهـت رهایی از زجر بدنی و هم از جهت رهایی روحی ناشی از تحقیر اجتماعی. فلـذا؛ در وهلـه نخست، تقریباً همه محکومان به شلاق در معرض تأثیر قابل توجه این مجازات قرار می- گیرند زیرا همه مجرمان از هر دو جنبه زجرآوری بدنی و رسوایی شلاق متأثر میشوند و یا یکی از آندو. در وهله دوم اینکه، غالب شـاهدان و آگـاه شـدگان از اجـرای مجـازات مذکور نیز به منظور اجتناب از گرفتار شدن بـه عواقـب دوگانـه فـوق از ارتکـاب جـرائم مذکور دوری خواهند جست. (۴۲)