سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: همایش ملی تنوع زیستی و تاثیر آن بر کشاورزی و محیط زیست

تعداد صفحات: ۸

نویسنده(ها):

سیدرستم موسوی – استادیار دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه، دانشگاه ارومیه

چکیده:

اندازه گیریهای میدانی در منطقه اولا، برای یافتن ترکیب توده جنکلی و ثانیا، برای ارزیابی دو سیستم بهره برداری در منطقه انجام شده است. این مطالعه آسیب به درختان باقمیانده را در مراحل چوبکشی در دو روش گرده بینه کوتاه و گرده بینه بلند نشان می دهد. در روش گرده بینه کوتاه حداکثر طول بینه ها ۵,۲ بوده در حالیکه در روش گرده بینه بلند حداقل طول بینه ها ۷,۸ متر بوده است. بر اساس نتایج بدست آمده درختان غالب در این جنگلها درخت راش بوده که ۵۳,۱ درصد از درختان را شامل می شود. درختان ممرز (% ۱۹,۷ )، توسکا (% ۱۰,۷ )، افرا (% ۹,۸ )، ملج (% ۴,۲ )، شیردار(% ۱,۳ )، نمدار ( ۰,۸ )، گلابی وحشی(% ۰,۴ ) به ترتیب در مکانهای بعدی قرار دارند.. از انجائییکه راش بیشترین درصد از درختان را شامل شده است بیشترین آسیب به درختان نیز مربوط به این گونه می باشد. ارزیابی خسارت به توده باقیمانده در دو روش بهره برداری گرده بینه کوتاه و گرده بینه بلند انجام شده است. روش آماربرداری مورد استفاده در این تحقیق بر اساس روش ترانسکت در اطراف مسیرهای چوبکشی و روش نمونه برداری تصادفی از میان نمونه موجود در مسیرهای وینچینگ می باشد. روشهای بهره برداری تاثیر مستقیمی در میزان آسیب دیدگی درختان جنگلی دارد. نتایج نشان داده است که در روش گردهبینه بلند میزان خسارت ۳۷,۷ درصد و در روش گرده بینه کوتاه ۳۲,۲ درصد بوده است. بنابراین از لحاظ آسیب به توده باقمیانده روش بهره برداری گرده بینه کوتاه بر روش گرده بینه بلند برتری دارد هر چند در هر دو روش می توان با استفاده از تکنیک های جدید آسیب به درختان وارده را کم کرد