سال انتشار: ۱۳۸۳

محل انتشار: چهارمین کنفرانس بین المللی مدیریت کیفیت

تعداد صفحات: ۱۵

نویسنده(ها):

مسعود اعتمادی –
اردلان اختری –

چکیده:

تعداد و تنوع فعالیت های بهبود و بهسازی مدیریت که در دهه گذشته به طرق گوناگون به درون سازمانها و شرکت های ایرانی راه یافتهاند بطور فزاینده ای افزایش داشته است. چه بسیار شرکت ها و سازمانهای دولتی و خصوصی که پس از استقرار اولین نظام های بهسازی (نظیر نظام مدیریت کیفی ت برپایه استانداردهای سری ۹۰۰۰ ) خود را در معرض هجوم بی امان نظام های مشابه دیدند که هر یک ادعاهای خیره کننده ای نظیر تولید ناب، کیفیت فراگیر، تولید بدون نقص، مشارکت فراگیر، تعالی سازمانی و افزایش بهره وری داشتند. تعداد صنایع و سازمانهایی که هم اکنون بدون توجه به ظرفیت و کارکرد واقعی سیستم های بهسازی موجود، بطور غیر آگاهانه به سوی جذب و استقرار نظام بهسازی پرزرق و برق تر رو آورده اند رو به افزایش است. این در حالیست که امروزه بسیاری از متخصصان و اندیشمندان مدیریت و کیفیت به این شیوه جذب و استقرار نظام ها به دیده تردید می نگرند. مقاله حاضر پس از بیان مسئله، به تشریح ۱۰ نظام بهسازی مدیریت ( ۹۰۰۱ISO مهندسی ارزش، مهندسی مجدد فرآیندها، خودارزیابی بر پایه EFQM عارضه یابی شرکت ها، نظام ۵S کایزن، مدیریت استراتژیک، مدیریت چرخه بهره وری و SixSigma و چگونگی انتخاب آن برای این مطالعه می پردازد. سپس پس از سطح بندی و طبقه بندی نظام های مورد مطالعه، مبانی تلفیق و چگونگی آن به لحاظ مفهومی و اجرایی مورد بررسی قرار گرفته است . شناسایی فعالیتها، ساز و کارها، زیرسیستم ها و نتایج مورد انتظار از هر سیستم و انجام تکنیک دلفی با حضور متخصصان و مشاوران هر نظام موضوع بخش اصلی مقاله حاضر است . یافته های این بخش حاکی از وجود وجوه اشتراک و قرابت بسیار نظام های بهسازی هم در بخش فعالیت هم نتایج است . در حقیقت این بدان معنی است که انجام تلفیق و ایجاد همسویی و یکپارچگی میان نظام ها می تواند نتایج مثبت و مواهب بسیاری به همراه داشته باشد . نگارندگان اعتقاد دارند وجود ساز و کارهای نظام مدیریت تحول استراتژیک در سازمانها هسته اصلی یکپارچگی و همسویی در پذیرش، استقرا، اجرا و ارزیابی نظام های بهسازی است