سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: نخستین کنفرانس ملی رویکرد سیستمی در ایران

تعداد صفحات: ۱۳

نویسنده(ها):

گلرخ جلالت – کارشناس آموزش و برنامه ریزی – اداره کل حفاظت محیط زیست استان آذربایجان
بهناز مهاجران – استادیار گروه علوم ترتیبی دانشگاه ارومیه – دانشکده ادبیات و علوم انسا

چکیده:

تفکر سیستمی به عنوان رویکردی جهت حل مسئله تعریف شده است که مسئله را به عنوان جزئی از یک مجموعه یا سیستم می داند نه به عنوان یک نتیجه یا اتفاقی که ممکن است به عواقب ناخواسته منجر شود. هدف از این بررسی ارائه راهکارهایی به مدیران درفرآیندهای موادک تصمیم سازی و تصمیم گیری می باشد. تفکر سیستمی فرآیند درک تاثیر متقابیل اجزاء بر یکدیگر در یک مجموعه است و در برگیرنده راهکارها و عملیاتی در چارچوب این اعتقاد می باشد که اجزای یک سیستم در ارتباط با یکدیگر و ارتباط با سیستمهای دیگر بهتر می توانند در ک گردند. بنابراین وقتی سیستم را تجزیه می کنیم ویژگی های مهم خود را از دست می دهد زیرا سیستم یک کل است که با تحلیل قابل درک نیست. در عصر ماشین وقتی چیزی به خوبی کار نمی کرد رفتار اجزاء آن بررسی می شد تا راه بهبود سیستم پیدا شود. با توجه به ماهیت دکر شده در سیستم روشی غیر از تحلیل برای درک رفتار و ویژگی های سیستم ضروری است. ترکیب نقص فوق را جبران نموده و در تفکر سیستمی یک موضوع کلیدی است. در واقع تحلیل و ترکیب مکمل هستند. تفکر سیستمی با تکیه بر رابطه علت و معلولی حلقوی به جای استناد به رابطه علی خطی یا یکطرفه که در گذشته برای توصیف پدیده ها به نظر منطقی می نمود برای مطالعه کلیه سیستمها اعم از طبیعی ، علمی ، مهندسی ، انسانی و ادراکی ممی تواند مورد استفاده قرار گیرد. لازم به ذکر است نگرش سیستمی به پدیده ها خصوصا مسائل سازمانی که بیشتر مدنظر میران است می تواند حوزه دید مدیر را وسیع کرده و گسترش دهد و درک او را از وضعیت فعلی پدیده ها بیشتر و دقیق تر نماید ولی اکتفا کردن به این سطح از تفکر او را در بیان و درک رفتار آن پدیده ها در موقعیت های تصمیم گیری و تصمیم ساری کمک نمی کند و در کنار رویکرد سیستمی رویکردی دیگر به نام رویکرد دینامیکی سیستمها نیز مورد بحث می باشد که عنصر زمان را بعنوان جزء لاینفک پدیده ها و رفتارها مورد بررسی قرار می دهد . بنابراین همه تلاش یک مدیر به عنوان شخص آینده نگر که آینده نگری وی باید تضمینی برای بقای سازمان باشد بر این است که حالت آتی رفتارها و پدیده ها را به یک فرمول قابل پیش بینی تیدیل کند. بر اساس تفکر سیستمی کشور یک سیستم است و این سیستم نیازمند مدیریت است و شرط اصلی مدیریت این سیستم آن است با گذر از جزیی نگری اجزا در ارتباط متقابل با یکدیگر ببینند و سعی در هدایت و رهبری آن با دیدی جامع بکنند. هنگامی که مدیران در موقعیت تصمیم گیری قرار می گیرند مجموعه ای از علوم پایه و دانش کاربردی آنان را در این فرآیند یاری می کند. از آنجا که نمای دانش مدیریت در بسیاری ایعاد جلوه بیشتری پیدا می کند در بسیاری موارد دانش پایه و مبانی فلسفی تصمیم گیری خصوصا رویکردهای توین نظیر تفکر سیستمی از نظر دور می ماند این در حالی است که رویکرد سیستمی می تواند برای موفقیت در این عرصه از ابزارهای کلیدی در دست مدیران باشد.