چکیده

نقد روانکاوی گونهای از نقد ادبی به شمار میآید که برخی از شیوه های روانکاوی را برای تفسیر متون ادبی بـه کـار میبرد. روانکاوی در درجهی نخست کارکردی ادبی ندارد، بلکه شیوهای بـالینی و درمـانی اسـت. بـا ایـنحـال روان کـاوی رهیافتی است که برای روشن کردن وجوه مختلف فرایند نوشتن و خواندن آثار ادبی و چگونگی تأثیرگـذاری ادبیـات مـورد استفاده قرار گرفته است.

بنابراین در ایـن مبـحث بـه تحلیـل و نقـد شخصیت شغاد بـر پایــه مکتـبهـای روانشـناختی پرداخته میشود. در این جُستار نگارنده بر آنست تا با بررسی مثلث عقدههای روانـی حقـارت، قابیـل و ادیـپ در شخصـیت شغاد به انگیزههای درونی وی بپردازد و دلایلی را که شغاد را به طرف چاه نابرادر میکشاند تا دست به خـون بـرادر شـوید، بیان داردفردوسی. در توصیف شخصیّتهای مهم شاهنامه به گونهای نشانهگذاری و تصویر پردازی کرده که با تحلیـلهـای روانشناختی میتوان به لایههای روانی و شخصیّتی ایشان دست یافت؛

از جمله شخصیّتهای پیچیده روانی و اثرگـذار امـا منفی، شغاد، برادر ناتنی رستم است که چنان هنرمندانه و دقیق به نمایش گذاشته شده است که مـیتـوان علـل پیـدایش احساس حقارت و تبدیل آن به عقده ی حقارت را در او نسبت به رسـتم (بـرادرش) بیـان کـرد. همچنـین بررسـی کـنش و واکنش شغاد نسبت به زال (پدرش) موجب شکلگیری عقده ادیپ در روان او میشود که این هر دو عقده در نهایت او را به سوی عقدهی دیگری یعنی عقده قابیل (برادرکشی) سوق میدهند.