وقوع جنگ بین نوفل و قبیله لیلی: این مورد نیز از جمله مواردی است که نظامی به داستان افزوده و در داستان عربی چنین موردی ذکر نشده است : آنچه در اصل عربی داستان در این زمینه آمده این است که نوفل ،مجنون را دید ،با او صحبت کرد و قول داد که کمکش کند…سپس با هم به طرف قبیله لیلی رفتندو وقتی که به نزدیکی قبیله لیلی رسیدند به آنها خبر رسید و آماده جنگ شدند و گفتند« و الله لا یدخل المجنون منزلنا ابدا و السلطان قد أهدر دمه »(۵۶)

نوفل تمام تلاشش را به کار برد که راضی و قانعشان کند اما نپذیرفتند و چون دید که این چنین مقاومت و مخالفت می کنند به مجنون گفت :«إنصرف فإن الامر لدیهم لصعب »(۵٧) ط : به باغ رفتن لیلی با برخی از دوستانش جهت گردش و تفریح که قدری با دوستانش می نشیند سپس از آنها جدا شده و خلوت می گزیند تا معشوقش را به یاد آورد که دراین هنگام شخصی اشعار مجنون را می خواند و لیلی از شنیدن آن دلگیر و مضطرب می گردد:
در فصل گلی چنین همایون لیلی ز وثاق رفت بیرون
در حلقه آن بتان چون حور می رفت چنان که چشم بد دور
با سرو بنان لاله رخسار آمد به نشاط و خنده در کار
تا یکچندی نشاط می ساخت آخر ز نشاطگه برون تاخت
ناکرده سخن هنوز پرواز کز رهگذری برآمد آواز
شخصی غزلی ز در مکنون می خواند ز گفته های مجنون
چنین چیزی نیز در داستان عربی ذکر نشده و با محیط عربی آن زمان نیز تناسب ندارد

ط : در داستان نظامی ١٢٩ بیت در وفات ابن سلام و وضعیت لیلی بعد وفات همسرش سروده شده در حالیکه در اصل عربی آن چیزی در این مورد ذکر نشده است ( ر ک لیلی و مجنون نظامی به کوشش دکتر حمیدیان ص ٢٣٢ و بعد از آن )
ظ :برد عشق و حد واندازه و سوز و گداز آن در منظومه نظامی بسیار وسیع تر و بیشتر است به گونه ای که نظامی «لیلی و مجنون » را یک شخص انگاشته : با تو خودی من از میان رفت وین را به بیخودی توان رفت (۵٨).
در حالیکه در اصل عربی آنها دو شخص مستقلند که آتش عشق در دلشان شعله ور شده است .
و این بود بالاجمال و الاختصار موارد افتراق لیلی و مجنون عربی و منظومه لیلی و مجنون نظامی گنجوی.«والله هو المستعان ».