سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: نخستین همایش ملی ادبیات فارسی و پژوهشهای میان رشته ای

تعداد صفحات: ۲۳

نویسنده(ها):

مرادعلی واعظی – استادیار دانشگاه بیرجند
مهناز چالاکی – دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی

چکیده:

در مورد انسان تربیت به معنای رشد گرایش های متعالی، اخلاق نیکو و فعلیت یافتن کمالات بالقوه نفسانی است. یکی از اصلی ترین تأکیدات سعدی، سعی و اهتمام به تعلیم و تربیت بوده است. سعدی نقش وراثت، استعدادهای خدادادی و فطری را در تربیت بسیار مهم دانسته است. او با استفاده از تشبیهات زیبا در قالب حکایت، داستان و تمثیل به بررسی تأثیر استعداد ذاتی و گوهر وجودی در تربیت می پردازد. او نفس آدمی را خوب می شناسد و در این باره بر این باور است که باید تربیت اخلاقی از همان آغاز کودکی شروع شود، زیرا اگر خوی بد در نفس آدمی استقرار یافت به آسانینمی توان آن را پاک کرد. همچنین او جنس ناقابل را غیر تربیت می داند. سعدی تربیت اخلاقی را به داشتن مربی وابسته می داند و برای مربی اخلاق، شرایط ویژهای قایل شده است و میگوید: مربی اخلاق علاوه بر اینکه باید اهل فضل و معرفت باشد باید اهل عمل صالح، راست گفتار، درست کردار نیز باشد و پیش از تربیت دیگران، نفس خود را تربیت کرده و بر نفس خود غالب شده باشد. سعدی در بیان بعضی از مسایل تربیتی چون تأثیر عوامل ارثی و محیط در رفتار فرد، نقش تنبیه و تشویق در تغییر رفتار دانش آموز، وظایف معلمان و رسالت اندیشمندان و دانایان جامعه در تحکیم ارزشهای انسانی و معنوی، بسیار موشکافانه و دقیق برخورد میکند. علاوه بر تأثیر محیط و وراثت در پرورش انسانها عوامل دیگری چون تفاوتهای فردی، تمایلات و خواسته ها و نیازهای افراد و تجربیات گذشته را نیز مؤثر می داند. مبانی تربیتی گلستان و بوستان سعدی در عصر حاضر هنوز قابل استفاده است اما تفاوتهایی در شیوه های تربیتی امروز و گذشته وجود دارد که در این مقاله وجوه اشتراک و افتراق آن تشریح شده است. با توجه به روانشناسی معاصر کودک، انگاره ها و آموزه های تربیتی سعدی، در زمانه او-چه بسا نو و کاربردی بوده – اما در روزگار ما به علت تغییر در نگرش ها و مناسبات اقتصادیاجتماعی و پیشرفت دانش های انسانی، بسیاری از آموزه های تربیتی و پرورشی سعدی درباره کودکان و نوجوانان، کارآیی خود را از دست داده اند. امروزه دیگر این سخن سعدی:«تربیت نیکو نگردد آن که بنیادش بد استتربیت، نااهل را چون گردکان بر گنبد است» غیر قابل دفاع است. چرا که در «بدی بنیادین» و «تربیت ناپذیری» انسان ها، تردیدی جدی وجود دارد. در این مقاله سعی شده است تمامی موارد فوق به تفصیل و با ادله بررسی و نتایج آن ذکر شود.