سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: اولین همایش ملی بیابان

تعداد صفحات: ۱۲

نویسنده(ها):

آرمین عسکری – دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصادکشاورزی دانشگاه زابل
محمود صبوحی – دانشیار اقتصادکشاورزی دانشگاه زابل
ماشاال… سالارپور – استادیار اقتصادکشاورزی دانشگاه زابل
امین امینی رکان – دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت منابع آب دانشگاه زابل

چکیده:

کشاورزی، فعالیتی است که همواره تحت تاثیر عوامل طبیعی همچون سیل، خشکسالی، حمله آفت ها و مانند آن قرار دارد. از سوی دیگر، عوامل گوناگونی چون قیمتها، تغییر عملکرد و هزینه نیز همراه با عوامل طبیعی موجب بروز ریسک و نبود حتمیت در این فعالیت می شود. بنابراین، تصمیم گیری در چنین شرایطی نیاز به ابزارهایی مناسب و کارا برای منظور کردن عوامل مشخص در طراحی نظام های زراعی دارد. الگوی گوناگونی در دهه های اخیر پدید آمده و توسعه یافته که در آنها سعی شده است تا ریسک و عدم قطعیت در تصمیم گیریها دخالت داده شود. با توجه به دادههای غیردقیق یا فازی، فعالیتهای کشاورزی استفاده از روش های مبتنی بر داده های فازی مطلوب خواهد بود. در همین راستا این مطالعه با هدف مقایسه توانایی رهیافت برنامه ریزی امکان در ارایه الگوی بهینه با رهیافت برنامه ریزی فازی صورت گرفت. در تدوین مدل، اهداف از جمله سود خالص، آب، کود ، نیروی کار و شرایط اقلیمی ، به عنوان فازی وارد مدل شده است. اهداف فازی با معرفی دامنه تغییرات به محدودیت های خطی تبدیل می شود. نتایج حاکی از آن است که با ایجاد انعطاف در ضرایب مدل که ناشی از بی دقتی در اطلاعات است با نگرش و تفکر فازی، این بی دقتی تا حد زیادی برطرف می شود و شرایط الگوی کشت به طور نسبی بهبود می یابد و از منابع و نهاده ها به نحو مطلوب تری استفاده می شود.