از دیدگاه جامعه شناسی کجروی، سیاست تنبیه و مجازات توأم با فشار بـه عنـوان »راه حل پسینی« در مقابله با کجروی تعریف میشود که جنبـه بازدارنـدگی آن مـورد تردیـد است.

بدین معنا که افراد برای گرایش به رفتاری خاص، به انگیزه نیاز دارند؛ و این لـذتها و پاداشهاست که میتواند آن انگیزه را ایجاد کند. (۷۵) در این میان، متغیر تنبیه و فشار هم، اثر بازدارنـدگی خـود را از طریـق کاسـتن شـرایط دستیابی فرد به لذتها و پاداشهای کجروی بر جای میگذارد. حاصل ایـن وضـع نیـز در عمل آن است که تا زمانی که موجود باشد، اثر انگیزههای کجروانه را کاهش میدهد، این نیز بدان معناست که این متغیر، کجروان را صرفاً به شکل موقت از ارتکاب عمل بـازمی- دارد و هرگاه از بین برود، دوباره همان لذتها و پاداشهاست که توان خـود را در هـدایت رفتار فرد متجلی میسازد. (۷۶)

به هر حال، منتقدین شلاق هر چند نقش ارعابی و ترهیبی این کیفر را به طور کامل انکـار نمیکنند، مع الوصف، با دلایل چنـدی کـه مـذکور افتـاد، خصیصـه ارعـابی و بازدارنـده منتسب به کیفر مزبور مورد تردید و انتقاد قرار دادهاند.

مضافاً به اینکه، با اجرای شـلاق نوعی مغایرت آشکار و عمیق بین نقش ارعابی و اصلاحی کیفر نمایـان میگـردد. در ایـن شرایط، بزعم مخالفان هرچند اعمال توأم با خشونت ایـن کیفـر ممکـن اسـت احساسـات مجرمانه عمومی را تضعیف نموده و بزهکار را از تکرار مجدد جرم بترساند؛ با این حال، به لحاظ اینکه هیچ نوع ارتباط آموزشی و تربیتـی را بـین مقـام مجـری حکـم و بزهکـار ایجاد نمیکند، نقش اصلاحی آن به شدت تحت تأثیر قـرار مـیگیـرد؛ زیـرا دو خصیصـه اصلی این مجازات عبارت از جنبه رسواکنندگی و رنجآوری آن میباشد که به هیچ وجـه با هدف اصلاح و بازپروری اجتماعی مطابقت ندارد.