سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: اولین کنفرانس بین المللی و سومین کنفرانس ملی سد و نیروگاههای برق آبی

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

معصومه فضایی – کارشناس ارشد بخش منابع آب و محیط زیست، شرکت مهندسی قدس نیرو
سیدجمشید موسوی – دانشیار دانشکده عمران و محیط زیست، دانشگاه صنعتی امیرکبیر.
محمدجواد پوراغنیایی – کارشناس ارشد بخش منابع آب و محیط زیست، شرکت مهندسی قدس نیرو. ۱و ۳

چکیده:

حداکثر بارش محتمل PMP) که عموماً به دو روش آماری و فیزیکی (سینوپتیکی) برآورد میشود، مشخصهای از بارندگی دریک موقعیت خاص است که بزرگی سیلی را که در طراحی سد و مخازن پر خطر استفاده میشود، تعریف میکند. از میان رو شهای آماری روش هرشفیلد و از میان رو شهای فیزیکی بیشین هسازی و انتقال توفان حدی متداولترین رو شهای محاسبه PMP است. تحقیقان نشان دادهاند، روش فیزیکی برآورد دقی قتری از این پارامتر را نسبت به روش آماری ارائه میدهد، اما نیاز به حجم بالای اطلاعات هواشناسی و انجام محاسبات گسترده و زمانبر باعث جایگزینی استفاده از روش سریع هرشفیلد در برآورد حداکثر بارش محتمل در بسیاری از حوزههای آبریز مورد مطالعه در اقصی نقاط جهان از جمله ایران شده است. هر چند هرشفیلد جهت محاسبه مقدار حداکثر بارش محتمل سطحی در حوزههای آبریز زیر ۱۰۰۰ کیلومتر مربع استفاده از یک منحنی کاهش سطح را توصیه میکند، لیکن اغلب در حوزههای آبریز بزر گتر از شیوه رسم منحنیهای همPMP استفاده میشود. با توجه به الگوی بیشین هسازی ه مزمان تمامی ایستگا ههای یک منطقه در رسم منحنیهای هم PMP و مغایرت آن با الگوی بیشین هسازی روش فیزیکی سوال اصلی این است که اختلاف نتایج حاصل از دو روش تا چه اندازه متاثر از نوع روش درونیابی ب هکار رفته در تعمیم مقادیر ایستگاهی به سطح و تا چه اندازه متاثر از مغایرت الگوهای بیشین هسازی دو روش است. در مقاله حاضر تلاش شده است که پاسخ این سوال با مقایسه مقادیر منطق های شدهPMP برای هر دو روش هرشفیلد و فیزیکی تعدادی از حوزههای آبریز ایران ب هدست آید