سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: نخستین همایش ملی ادبیات فارسی و پژوهشهای میان رشته ای

تعداد صفحات: ۱۹

نویسنده(ها):

روح اله مهدویان طرقیه – دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عرب ، دانشگاه بوعلی سینا
مرتضی قائمی – عضو هیأت علمی دانشگاه بوعلی سینا

چکیده:

تعامل موجود میان ادبیات و اخلاق از یک سو، و ادبیات و زیبایی شناسی از سوی دیگر، از قرنهای گذشته و از زمان افلاطون مورد توجه بوده، و تا قرن حاضر، نظریات گوناگونی در این زمینه ارائه شده، و هر نظریه، پیروانی داشته است. اگرچه برای مفاهیمی چون اخلاق و زیبایی تاکنون تعریف روشن و دقیقی به دست نیامده است، اما خوبی و زیبایی، بدون هیچ تعریف و توصیفی، برای همه قابل درک است. هر اثر ادبی و هنری، با دو جنبه از زیبایی نمود می یابد: زیبایی ظاهری یا بیرونی، و زیبایی معنوی یا درونی. اما در قرن نوزدهم، مکتبی پا به عرصه ی ادبیات و هنر نهاد که به زیبایی ظاهری هنر و ادبیات بسنده کرد، و اخلاق، تعهد، احساس، هدف، و هر مفهوم دیگری را در تعارض با زیبایی هنری دانست. نظریه ی«هنر برای هنر» از هنر و ادبیات، کالبدی بی روح و بی فایده به نمایش گذاشت. در این مقاله رابطه ی ادبیات با اخلاق و زیبایی به اختصار بررسی شده، و نظریه ی هنر برای هنر از دیدگاه اخلاقی و زیبایی شناختی در بوته ی نقد قرار خواهد گرفت.