سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: همایش ملی خصوصی سازی در ایران

تعداد صفحات: ۱۳

نویسنده(ها):

ابراهیم خیرخواهان – کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی
علیرضا خیرآبادی – دانشجوی کارشناسی ارشد
مهدی عنان پورخیرآبادی – دانشجوی کارشناسی ارشد

چکیده:

دیدگاه ها تئوری ها و راهبردهای اقتصادی طی دهه های ۸۰و۹۰ تحول عمیقی را نسبت به دهه های ۴۰و۵۰و۶۰ نشان میدهند سالهای ۱۹۴۰ تا اواخر دهه ۱۹۷۰ به موجب عوامل شکست بازار وقوع حوادث متعدد اجتماعی بلوک بندی های سیاسی – ایدئولوژیکی و حمایت تئوریسین های اقتصادیراهبرد اقتصاد برنامه های مشارکت فعال دولت به عنوان استراتژی درطول دهه های ۵۰و۶۰ میلادی دراواخر دهه ۷۰ودرطول دهه ۸۰ با مشکل عدم کارایی برفعالیت های اقتصادی مواجه گردید حاکمیت عدم کارایی برفعالیت های اقتصادی نه تنها دولت ها را دردستیابی به اهداف اقتصادی اجتماعی ناکام گذاشت بلکه آنها را با مشکلات اقتصادی پیچیده ای روبرو نمود. لیکن دولت ها برای رهایی از این مشکلات مجبور شدند به استراتژی ها و رابرهدهای اقتصادی نگاهی دوباره بیندازند و اکثرقریب به اتفاق آنها گرایش به سوی نظام خود سامان بخش اقتصاد آزاد آزادسازی اقتصادی و خصوصی سازی بنگاه ها و موسسات دولتی را به عنوان راهکارمناسب پذیرفتند. لذادراین مقاله ضمن بیان جامعی از مفهوم خصوصی سازی به ارتباط آن با ساختار دولت و حکومت دمکراتیک پرداخته و ضمن انتقاد از برخی رفتارهای خصوصی سازی جایگاه آن را دربرنامه های توسعه تبیین می نماییم