سال انتشار: ۱۳۸۸

محل انتشار: سومین کنگره علوم ترویج و آموزش کشاورزی

تعداد صفحات: ۱۰

نویسنده(ها):

عادله بهرادفر – دانشجوی دکترای زراعت
مریم فرزانیان – دانشجوی دکتری فیزیولوژی گیاهان زراعی

چکیده:

در فرآیند سریع صنعتی شدن بخش کشاورزی بیشترین آسیب را متحمل شده است از بین رفتن روشهای کهن و سازگار ب محیط در بخش کشاورزی و جایگزین کردن و استفاده از الگوهای وارداتی کاشت داشت و برداشت بدونهیچ گونه تناسبی با محیط باعث کاهش بازده تولید در بلندمدت فرسایش خاک و تخریب شدیدمحیط زیست شده است در نهایت در دهههای پایانی قرن بیستم راهکاری برای حل این ناهماهنگی و مشکل پیشنهاد شد بنابراین اهمیت به دانش بومی و تلاش در تلفیق آن با دانش مدرن مورد توجه قرارگرفت و سعی شد تا از این طریق دیدگاهی کل نگر و پایدار در رابطه با محیط وروش زندگی ایجاد شود تجربه نشان میدهد که دانشبومی نه تنها با دان ش مدرن تعارض ندارد بلکه ویژگیهای متفاوت دانش بومی آن را مکمل خوبی برای دانش مدرن قرار میدهد. دانش بومی قابل دسترسی کارآمد و ارزان است دیدگاه آن کل نگر است و شیوه انتقال آن شفاهی است دانش پویا و زمان آزموده است و چون در بطن محیط طبیعی و اجتماعی محلی تکامل یافته است با شرایط بومی کاملا سازگار است دانش بومی هم به اجزای فرهنگ یک قوم و هم به کل آن گفته می شود واین درهم تنیدگی جز و کل به شکلی است که درجوامع سنتی زندگی بدون دانش بومی خارج از خاستگاه فرهنگی خود از تکامل باز می ایستد و معنا و مفهوم و کارایی خود را از دست می دهد.