مقاله تحول پدیدارشناختی خط – نقاشی از منظر نشانه – معناشناختی با مطالعه موردی پنج اثر که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار و تابستان ۱۳۹۲ در مطالعات تطبیقی هنر از صفحه ۳۳ تا ۴۶ منتشر شده است.
نام: تحول پدیدارشناختی خط – نقاشی از منظر نشانه – معناشناختی با مطالعه موردی پنج اثر
این مقاله دارای ۱۴ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله پدیدارشناسی
مقاله تحلیل گفتمان
مقاله تعامل
مقاله نظام کلامی
مقاله نظام بصری

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: هاتفی محمد
جناب آقای / سرکار خانم: شعیری حمیدرضا

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
نشانه – معناشناسی از رهگذر تحلیل گفتمان و با التفات به مقوله های پدیدارشناختی به چگونگی شکل گیری معنا در متن را بررسی می کند. در این میان به وجوه مختلف حسی، ادراکی و جسمان های و سوژگانی متن هم توجه می شود. از سوی دیگر، هر گونه بررسی گفتمانی خواه ناخواه باید در چارچوب نظام های گفتمانی صورت پذیرد.
بنابر اصل بالا نگارندگان در پژوهش حاضر، با گزینش اتفاقی پنج اثر نقاشی – خط با مضمون واحد بسم ا…، در نظر دارند با رویکرد نشانه – معناشناختی مبتنی بر تحلیل گفتمان پدیدارشناختی، به شیوه ای توصیفی – تحلیلی چگونگی تعامل دو عنصر اساسی تشکیل دهنده هنر خط – نقاشی را در چارچوب متن مورد ارزیابی قرار دهند. به بیان دیگر پرسش اصلی این پژوهش این است که چگونه دو عنصر اساسی تشکیل دهنده هنر خط – نقاشی در متن، با یکدیگر وارد تعامل معنادار می شوند. نهایت، با بررسی های انجام شده در تحقیق حاضر، معلوم شد که تعامل متن کلامی و تصویر، در کل پیروی از روابط میان تمامی عناصر گفتمان است و فرایندی پویا را از یک نظام معناداری کلاسیک و برنامه مدار به سوی یک نظام تصادفی معنا نشان می دهد که در آن اوج ادغام نظام کلامی در دل یک نظام تصویری، دیده می شود.
این دستاورد، ضمن تایید دیدگاه لیوتار مبنی بر برخورداری تصویر از وجوه ضدگفتمانی، بیانگر آن است که به تناسب غلبه عنصر بصری بر کلامی عبور از یک وضعیت برنامه مدار به یک وضعیت تصادفی و بر اساس ریسک و احتمال دیده می شود. این دستاورد، دیدگاه لیوتار را به آنچه لاندوفسکی درباره نظام های گفتمانی مطرح می کند، متصل می کند. افزون بر این بنا بر دستاورد تحقیق، نظام کهن الگوی استعاری و اسطوره ای مدنظر لیکاف و جانسون که از سوی کرس و لوون در تحلیل رابطه متن و تصویر استفاده می شود، در پاره ای متن ها بر اثر ورود عنصر خودآگاهی به بستر تولید و معناداری متن، وارونه می گردد. این مساله فرضیه انگیخته بودن نشانه ها را که پیرو هلیدی از سوی کرس و لوون مطرح می شود، به نفع ادعای مکتب پاریس مخدوش می سازد. ضمن اینکه، تحقیق حاضر نشان می دهد که می توان با هم افزایی میان الگوی نظام های گفتمانی لاندوفسکی، فضاهای نشانه ای لوتمن و لایه شناسی مدنظر کرس و لوون یک نظریه کلان پدید آورد. این امر در عین حال، توجیه گر سیر تحول خط – نقاشی به نقاشی – خط در یک فرایند دیگری محور (اخلاق و مرامی) به تناسب غلبه تصویر است که یک فضای نشانه ای خلاق را در یک وضعیت در زمانی به نحو انضمامی و متقارن با نظام گفتمانی ریسک پذیر، نمایان می سازد، که از وجوه خودآگاهی گفتمانی هم برخودار است.