سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: همایش ملی سازه، راه، معماری

تعداد صفحات: ۱۰

نویسنده(ها):

محمد طهماسبی سلحشور – کارشناس ارشد مهندسی معماری
شهره آتش بند – دانشجوی کارشناسی معماری

چکیده:

معماری تنها هنری است که می توان آن را بازتاب گسترده فرهنگ جامعه دانست و از جمله تخصص هایی است که از دانش ها، فنون و هنرهای گوناگون ترکیب شده است؛ با این وجود در معماری معاصر کمتر به انسان و فرهنگ او پرداخته می شود. زیرا با افزایش صنعت ماشینی و انبوه سازی در جهان بیشتر به عملکردها و اقتصادی شدن سازه می پردازند تا پرداختن به معنا، فرهنگ و اقلیم مناطق مختلف و درصدد ایجاد الگوهایی استاندارد بدون توجه به فرهنگ مناطق می باشند و این گونه است که بشر با گذشت زمان تنها به دنبال مکانی با امکانات مدرنتر و کاملتر می گردد و دیگر حتی به محیط اطراف خود احساس تعلق نمی کند. در این مقاله برآنیم که نگرش بشر به خانه را در مرور زمان مورد بررسی قرار دهیم و این موضوع که مسکن تنها سرپناهی برای زیستن نیست، بلکه مکانی برای آرامش گرفتن، امنیت، یافتن هویت فردی، تفکر، بالیدن و استفاده بهینه از زمان برای پیشرفت و شاید پیوستن به حقیقت نیز باشد؛ را متجلی خواهیم کرد. در نهایت امر تصمیم برای رسیدن به مسکنی مطلوب با داشتن شاخصه های کیفیتی مناسب و بهرمندی از امکانات رفاهی و معنوی مطلوب در مقابل انبوه سازی های صنعتی و عدم کیفیت معنوی مناسب در آنها بر عهده مردم و دولت است؛ که با برنامه ریزی درست و ساز مان یافته می توان به ایجاد مسکنی مناسب با توجه به معیارهای فرهنگی و معنوی که پشتوانه ای غنی برای ایرانیان است، دست یابیم.